دانلود رمان سبقت از ثمین سرابی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : 2097
خلاصه رمان :
جانا رستگار دختری متولد شده در یک خانواده مذهبی. پدرش و برادرش محمد بشدت سختگیرن حتی برای درس خوندنش هم کلی دردسر کشیده. اما الان با کمک نسرین(زن باباش)و رضا(پسر زن باباش) تونسته راضیشون کنه و بیاد دانشگاه. توی دانشگاه با افراد مختلف و جدید اشنا میشه این اشناییت ها برش کلی ماجرا به وجود میاره …
قسمتی از داستان سبقت:
وارد سالن اصلی دانشگاه شدم. دانشجوها جلوی تابلوی اعلانات ایستاده بودن و داشتن لیست کلاس ها را نگاه می کردند. آروم قدم برداشتم و رفتم سمت لیست کلاس ها تا کلاس های خودمو پیدا کنم. ساعتمو دوباره نگاه کردم، وقت ایستادن و نوشتن دونه دونه رو نداشتم. گوشیمو در از داخل
کیفم بیرون کشیدم و از لیست ها عکس گرفتم. برای بار آخر دستی به چادرم کشیدم تا مرتب باشه. وارد کلاس شدم. هر کسی سرگرم کار خودش بود. چند نفری داشتن حرف میزدن، بعضی ها هم داشتن با گوشیشون کار میکردن، دو سه نفر هم داشتن آخر کلاس شیطنت میکردن و بلندبلند میخندین.
انگار بچهان که اینجوری رفتار میکنن. بیتوجه به بقیه رفتم اخر کلاس کنار پنجره روی یکی از صندلی ها نشستم. انقدر ذوق داشتم دلم میخواست صدتا عکس بگیرم. از خودم، از اینجا، از تمام لحظاتی که دانشگاهم کاش واقعا میشد تمام این کارها رو انجام بدم! گوشیمو دوباره از داخل کیفم بیرون
کشیدم. فکر کنم استاد تاخیر داره! ده دقیقه ای زمانی که اعلام کرده بودن گذشته بود اما خبری از استاد نبود. همچنان داشتم به تاخیر استاد فکر میکردم که استاد وارد شد. همه به احترامش بلند شدن. استاد خیلی محترمانه گفت: دانشجو های عزیز سلام! بابت تاخیرم از همه عذرخواهی میکنم…