دانلود رمان اصیل و خونخوار (جلد اول) از کیمیا وارثی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، فانتزی، معمایی، خون آشامی، گرگینه
تعداد صفحات : ۴۸۱
خلاصه رمان:
«هر لحظه ممکن است سرنوشت، داستان زندگیات را عوض کند!»این جمله حکایت دختری است که تنها با سفرکردن به یک روستای متروک، سرنوشت و داستان زندگیاش را تغییر داد. افسانه دختری که بدون اطلاعداشتن از حقایقِ وهم آلود آن روستای خونین و جهنمی، پا به آنجا میگذارد و ناخواسته درگیر ماجراهای فراوان خطرناکی میشود. پی به حقیقت های مخفیِ عجیب و کهنهاش میبرد. زندگیش با موجوداتی عجیب و افسانهای یکی میشود. برای بقا و زنده ماندن باید بجنگد و درنهایت، قلبش گرفتار عشقی ممنوعه، خونآلود و سراسر خطر میشود! عشقی که ممکن است حاصل نبردهای خونین و یک آیندهٔ سیاه باشد!
قسمتی از داستان اصیل و خونخوار :
جنی پتو رو روم انداخت و لبخند زد. -سعی کن بخوابی. و خواست بره که دستش رو گرفتم و صداش زدم: جنی؟ با لبخند سمتم برگشت و جواب داد: بله افسانه؟ با کمی تعلل پرسیدم: خونخوارا… میخوان من رو بکشن؟ اخم محوی کرد دستم رو توی دستش گرفت و سمتم اومد و گفت: نه؛ یعنی…
ما نمیذاریم ما ازت محافظت میکنیم افسانه تو برای همین هم اینجایی. -اگه موفق نشدین چی؟ یه کمی مکث کرد حتی خودش هم از حرفاش مطمئن نبود. نفسش رو بیرون فرستاد و گفت: همیشه خوبی بر بدی غلبه میکنه افسانه. -با کشتن من چی بهشون میرسه؟ کنارم روی تخت نشست و گفت:
-قوانین برای اونا ارزشمنده. -پس چرا به قوانین شما احترام نمیذارن؟ جنی نگاهم کرد و سر تکون داد. -نه قوانین کسای دیگه. نگاه ازش گرفتم و به روبه روم دوختم. زمزمه کردم: آریانا و پسرش و همینطور خونخواراش من رو میکشن مگه نه؟ جنی گفت: ببین پسر آریانا آیوان، تمایل شدیدی به کشت
و کشتار و قتل و خونریزی داره و شديداً عاشق خونه اون کسیه که همیشه ملکه آریانا رو علاقه مند به مبارزه میکنه خونخوارا معمولاً وحشیان و عاشق خونریزی؛ اما علاقه آیوان به این شدیدتره. اگه آریانا فقط ده درصد بخواد مبارزه بکنه، آیوان اون ده درصد رو تبدیل به صددرصد میکنه …