دانلود رمان سکوت سایه ها از بهاره شریفی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۵۶۴
خلاصه رمان:
رمان در دو زمان حال و گذشته است. زندگی و سرگذشت و سرنوشت دختری آرام، مهربان و ترسو به نام عارفه و پسری مغرور و یکدنده به نام علی را روایت میکند. عارفه که برای ادامه تحصیل از کرمان به شهر دیگری رفته به همراه ساراو مریم که عضوی از این گروه اند زندگی میکند و به دلیل ترس از تنهایی که ناشی حادثهای تلخ در کودکی اش است به اجبار در گروه حاضر میشود. او علی سرپرست تیم را به خوبی میشناسد! این آشنایی و شناخت به سالها قبل و ماجرایی که علی هیچ اطلاعی از آن ندارد باز می گردد…
قسمتی از داستان سکوت سایه ها :
عارفه نگاهی از پنجره به بیرون انداخت بااضطراب به ساعت نگاه کرد آسمان تقریبا تاریک شده بود پرده را با یک حرکت کشید و بازوهایش را بغل کردو خودش را سفت فشرد به طرف آشپزخانه رفت و سعی کرد به خودش بقبولاند که هنوز هوا تاریک نشده است. ولی لرزش دستها و بدنش این اجازه
را به او نمیداد. با همان دست های لرزان کتری را گذاشت و با خودش مشغول حرف زدن شد: بهتره شام درست کنم الان مریم و سارا میان از صبح هم حسابی خسته شدن. سری برای خودش تکان داد و نفس عمیقی کشیدو به سمت یخچال رفت فایده نداشت. لرزش دست ها و بدنش کم تر نشد. در یخچال
را باز کرد و همانجور به حرف زدن با خودش ادامه داد: دارم میرم خونه برای ستاره باید به چیزی بخرم باز دست خالی برم پوستمو میکنه دختره سرتق. هنوز نگاهش توی یخچال میچرخید: چی درست کنم برای شام؟ خودش کم میلرزید سردی هوای یخچال هم به جانش افتاده بود و به لرزش
بدنش اضافه کرده بود برای همین با سرعت از بالای یخچال یک بسته سبزی برداشت: کوکو سبزی خوبه هم مریم دوست داره هم سارا. سبزی را کناری گذاشت تا یخش باز شود کتری جوش آمده را خاموش کردو چای دم کرد سکوت خانه آزارش میداد و هی هلش میداد به آن شب لعنتی، به خانه مرتضی …