دانلود رمان خفگی از فاطمه خاوریان و سایه کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۸۹۴
خلاصه رمان:
بردیا متوجه علاقهی نفس دختر عموی خود به دوست صمیمیاش میشود؛ نفسی که نشان کردهی بردیا است و بردیا هم علاقه خیلی زیادی به او دارد. تا اینکه نفس با این واقعیت تلخ روبرو میشود که به کسی دلبسته است که قادر به صحبت کردن نیست!
قسمتی از داستان خفگی:
شایسته وارد اتاق میشود. در را که میبندد پارسا دستی به صورتش میکشد.. بلند میشود و لبه تخت مینشیند… دست هایش را عقب میبرد. کف دستهایش را روی تخت میگذارد و به آنها تکیه میدهد. خیرهی شایسته مانده… شایسته ترهی موهای مشکی اش را از روی پیشانی عقب میبرد… جلوتر
میآید و درست مقابل پارسا میایستد… دست هایش را از روی چرخها برمیدارد و میخندد: خوبی بداخلاق؟ این دختر هیچ کمبودی ندارد جز پاهایی که خیلی وقت است توانی برای همراهی با او را ندارد هیچ کمبودی ندارد تا پارسا آن را بهانه کند. اما دلش او را نمیخواهد همینقدر ساده اما سخت
… پارسا تلخ لبخند میزند. شایسته سمت کتابخانه کوچک سمت پنجره میرود. _با پدرم اومدم نمیخوای ببینیش؟ فربد را همیشه دوست داشته.. از بچگی اش.. مردی که با شوخی و خنده هایش همیشه غم را میبرد… همیشه با دیدن بردیا یاد فربد میافتد… رفاقتش هم برای همین اینقدر با او
محکم شد شایسته دستی روی کتاب ها میکشد و میگوید: میتونم به آینده امیدوار باشم مگه نه پارسا؟ پارسا خم می شود… آرنج هایش را روی پاهایش میگذارد… گیجگاه دردناکش را فشار میدهد… دوست داشتن این دختر جز عذاب هیچ چیز برایش ندارد… شایسته دست از کتابها می کشد …