دانلود رمان شب فیروزه ای از الف.صاد کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۴۶۶
خلاصه رمان:
برای اولین بار توی عمر بیست و دو سه سالهام، تصمیم گیری را به عهدهی خودم گذاشتهاند. تصمیم سختی که آینده و زندگیام به آن بستگی دارد. مشکل ترین انتخاب عمرم. خواستن یا نخواستن، ماندن یا رفتن؟ جستجو و گشتن بین لایههای احساس و گوشه و کنار قلبم برای یافتن حسی که به گرفتن این تصمیم کمک کند. حسی که به عقل غلبه کند و پیشرو باشد. عقل را قانع و مجاب کند برای عقبنشینی …
قسمتی از داستان شب فیروزه ای :
بدترین تعطیلات عمرم را گذراندم مثل یک فیلم ترسناک که تا مدت ها استرس و ترسش توی جان آدم باقی میماند. یک کابوس وحشتناک که حتی فکرشم ضربان قلب را بالا میبرد و حال آدم را بد میکند. هرچه به مامان و بابا گذشت، برای من زهری بود که مجبور به نوشیدنش بودم. هر زمان تلاش
میکردم از وقتم لذت ببرم، با وصله شدن طاها به آن لحظه، تمام شور و حال و خوشحالی ام از بین میرفت. سه روزی که در باغ بودیم اندازه سه سال گذشت. مزه تحقیر و خرد شدنم تا سال ها حتی وقتی خاطرات خوش مجالی برای به یاد آوردنش نمیداد، توی ذهن و خاطرم باقی ماند هر بار با به
یاد آوردن صحنه هل دادن و افتادنم روی زمین، بارها و بارها هجوم خون را بناگوش و توی قلبم احساس میکردم برای دختری مثل من، اولین برخورد نزدیک فیزیکی با یک مرد به كابوس تمام عمرم تبدیل شده بود. به هیچ وجه به طاها برای رفتارش حق نمیدادم. بدترین قسمتش اجبار به طبیعی رفتار
کردن بود. اگر از حمایت خانواده مطمئن بودم یک لحظه هم صبر نمیکردم. اما هم من هم طاها خوب میدانستیم احتمال این که من مقصر شناخته شوم کم نبود فکر کنم طاها با علم به این موضوع راحت من را نادیده میگرفت و جز در جمع و برای حفظ ظاهر احترامی برایم قائل نبود. هر رفتارش زخمی میشد …