کتاب رمان نوشابه با سیانور اثر آگاتا کریستی لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها
کتاب نوشابه با سیانور ماجرای دو قتل را در فاصلهی زمانی یکساله به تصویر میکشد. هر دو قتل در مکانی یکسان و توسط یک نوشیدنی مسموم صورت میگیرند. آگاتا کریستی شش نفری را که از خانواده و دوستان مقتولها بر سر میز حضور دارند، مظنون قرار میدهد و ردپای آنها را توسط کلنل ریس در پرونده ردیابی میکند …
خلاصه رمان نوشابه با سیانور
روت لسینگ در وقفه کوتاهی که در آن روز پرمشغله برایش پیش آمد یاد رزماری بارتون زن رئیسش افتاد. از رزماری بارتون بدش میآمد. تا صبح آن روز در ماه نوامبر که با ویکتور دریک صحبت کرد خودش هم نمیدانست چقدر از او متنفر است. گفتگو با ویکتور شروع ماجرا بود و با این گفتگو بود که همه چیز آغاز شد. قبل از این گفتگو هنوز افکار و احساساتش از ضمیر ناخودآگاهش بیرون نزده بود و خودش هم از آنها اطلاع دقیقی نداشت. به جورج بارتون وفادار بود از اول همین طور بود. اول که استخدام شد، دختری بود بیست و سه ساله و کاردان و خونسرد. بلافاصله فهمید که جورج احتیاج به کسی دارد که همۀ کارهایش را اداره کند. اداره کرد.
خوب هم اداره میکرد در پولش صرفه جویی میکرد. در وقتش صرفه جویی میکرد نگرانیهایی را کمتر میکرد. دوستانش را انتخاب میکرد. سرگرمیهای مناسب را برایش پیدا میکرد. از اقدامات نسنجیده در حوزۀ کارش جلوگیری میکرد. تشویقش میکرد به موقع ریسک کند. بعد از سالها همکاری جورج او را فقط منشی مطیع و فرمانبردار و دقیقی میدانست و به چشم دیگری به او نگاه نمیکرد. از ظاهرش خوشش میآمد و واقعاً لذت میبرد. به نظرش از هر لحاظ خوب بود. از برخورد سرد و بیطرفانهاش خوشش میآمد احساساتی برخورد نمیکرد. صمیمیت نشان نمیداد. در نتیجه جورج هم در مورد خیلی از مسائل شخصیاش با
او صحبت میکرد او هم با همدلی گوش میداد و گاهی اظهار نظری میکرد که معمولاً مفید بود. ولی از ازدواجش راضی نبود خوشش نمیآمد. در عین حال پذیرفته بود و برای مراسم عروسی هم کمکهای زیادی کرده و خیلی از مشکلات را از روی دوش خانم مارل برداشته بود. جورج تا مدتی بعد از ازدواجش در مورد مسائل محرمانهاش کمتر با او مشورت میکرد. روت فقط به کارهای دفتر میرسید. خیلی از کارها به عهده او بود. ولی آنقدر لیاقت و کاردانی داشت که رزماری فهمید این دوشیزه لسینگ جورج دختر به درد بخوری است و میتوان در خیلی از کارها از او کمک گرفت. همیشه خوشرو و خوش برخورد و مؤدب بود و لبخند بر لب داشت …
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.