دانلود رمان الفبای سکوت از زینب عامل کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 3476
خلاصه رمان:
افرا ملک یه دختر سرتق و پرروئه که برای کار کردن به زور وارد مزرعهی بزرگ تارخ نامدار میشه که همه بلانسبت عین سگ ازش میترسن… روز اول رئیسش رو با کارگر اشتباه میگیره و سوتی پشت سوتی… حالا تارخ میگه اخراجی... افرا میگه نمیرررررم. فکر کن این دوتا عاشق هم بشن این وسط… تارخ قصه خیلییی هات و جذابه اما دخترمون حسابی اعصاب و هورموناش رو می ریزه بهم …
قسمتی از داستان الفبای سکوت:
بی حوصله سشوار را به برق زد و موهایش که بلند شده بودند را خشک کرد. در طول دو ماهی که در استرالیا بود حاضر نشده بود به آرایشگاه برود. دوست نداشت کسی جز هیراد موهایش را کوتاه کند. باید تا آخر هفته سری به هیراد میزد و از شر این تار موهای مزاحم هم خلاص میشد. صدایی
که به گوشش خورد باعث شد تا سشوار را خاموش کند. این صدای پر انرژی فقط میتوانست مربوط به تینا باشد. لبخند زد. چرخید و به میز آرایشش تکیه داد. زیر لب شروع به شمردن کرد. طبق یک عادت قدیمی. _ یک، دو، سه،… همان طور که تخمین زده بود به پنج نرسیده در اتاق باز شد و تینا
با هیجان داخل آمد. _باورم نمیشه از تخت خوابت دل کندی. _خسته نباشی. شیرین گفت رفته بودی باشگاه. تینا جلوتر آمد و از گردن تارخ آویزان شد._اوهوم. تارخ یک دستش را بالا آورد و آرام روی کمر او گذاشت. _خودتو لوس میکنی؟ تینا نفس عمیقی کشید و عطر تند تارخ را به ریه هایش
فرستاد. _از ادکلنت متنفرم. بوش بجای اینکه جذاب باشه باعث میشه آدم ناخودآگاه ازت فاصله بگیره. تارخ دست آزادش را روی شانهی تینا گذاشت و خواست او را به عقب هول دهد، اما تینا گره دستانش را محکم تر کرد. _بیخیال! بذار یکم اینجا بمونم. دو ماهه نبودی. دلم واست تنگ بود …