دانلود رمان اکو از مدیا خجسته کامل رایگان
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، پزشکی، ارتشی
تعداد صفحات : ۳۵۴۵
خلاصه رمان:
نازنین، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربهی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و آسایشند. در جریان سیل ۹۸، نازنین داوطلبانه برای کمک به سیل زدگان به منطقه ای در جنوب فرستاده میشود و همه چیز برای او، بعد از آشنایی با رها سلطانی، سروانِ ارتشی که مانندِ او برای کمک به سیل زدگان اعزام شده و همکاریِ پر چالششان تغییر میکند!
قسمتی از داستان اکو :
کلید را داخل قفل چرخاند. و داخل رفت کفش هایش را روی همان سرامیک های کرمی رنگ مقابل در ورودی رها کرد و کیفش را گوشه ای پرت کرد. آنقدر خسته بود که دلش فقط رختخواب گرم و نرمش را میخواست. اما حتی به اندازه راه رفتن تا اتاق خواب هم توان نداشت. همانطور که دکمه های
مانتویش را باز میکرد راهش را به سمت آشپزخانه کج کرد. در یخچال را که باز کرد، آه از نهادش برخاست. به جز بطری های نیمه پر آب معدنی و چند عدد تخم مرغ چیزی نداشت. دیشب اوضاع اورژانس آنقدر خراب بود که حتی فرصت نکرده بود شامش را بخورد و از گرسنگی تهوع گرفته بود.
نفس کلافه ای کشید و با ناامیدی در یخچال را بست. این خانه دیگر هیچ شباهتی به خانه نداشت خودش را روی کاناپهی سه نفره رها کرد و چشم بست. زیر لب با خستگی گفت: بخواب، خبر مرگت فقط چند ساعت بخواب! هنوز جمله اش تمام نشده بود که صدای ویبرهی گوشی اش بلند شد.
کوسن کنار دستش را محکم روی سرش فشار داد. چند ثانیه گذشت اما تماس قطع نشد. با حرص چنگی به گوشی اش که روی میز رها کرده بود زد همین که خواست خاموشش کند چشمش به نام مادرش افتاد چند ثانیه چشم بست و سعی کرد آرام باشد. جواب داد: سلام مادر صبحت بخیر خوبی؟