دانلود رمان شلیک به خورشید از فاطمه زایری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی
تعداد صفحات : ۲۹۳۳
خلاصه رمان:
«دریا تجلی» طراح لباس عروسیست که از لباسهای سپید و مراسمهای ازدواج، خاطره خوبی ندارد. او پنجسال پیش، در شب عروسیش تصمیم به کشتن داماد گرفته و سپیدی لباس عروسش را با خونِ مرد مورد علاقهاش رنگین کرده است. اما هیچچیز آنطور که دریا تصور میکرد پیش نمیرود! «یونس» زنده میمانَد و پنج سال بعد برای فهمیدن دلایل دریا و گرفتن انتقام برمیگردد؛ آن هم درست زمانی که دریا وسطِ یک رابطه عاشقانه با مرد دیگریست! «شلیک به خورشید» داستان یک کودکربایی است که ماجراهای تلخ آن، به نوزدهسال پیش بر میگردد؛ به زمانی که دختر پنجساله قاضی دادگستری درست در روز تولدش ربوده میشود و از همان نقطه، سرنوشت برای خانوادهی «تجلی» تغییر میکند …
قسمتی از داستان شلیک به خورشید :
میان خواب و بیداری بود که کسی دستش را گرفت؛ اما جانی برای باز کردن پلک هایش پیدا نکرد تا او را ببیند. فقط حدس زد که او حسام باشد. باز از نفس افتاده و وبال گردن حسام بیچاره شده بود. شبیه پنج سال پیش که مرهم دست های لرزانش میشد و قلبش را با حضور ساده و بی وقفهی خود
آرام میکرد و حالا انگار نه انگار که این همه سال از روزهاي درد گذشته بود. او همان دریا بود و حسام همان حسام! او ویران بود و حسام کسی که میخواست از ویرانی های پس از آوار، آبادی بسازد. شاید به اندازهی دو سه دقیقهی کوتاه متوجه دنیا شد و بعد دوباره به خواب بازگشت. وقتی بیدار
شد که نور شدید خورشید به صورتش میتابید و آزارش می داد. دستش را جلوی صورتش گرفت و تنش را با زحمت از روی تخت بلند کرد و نگاهی به ساعت انداخت. هفت صبح بود. همینکه قدمی به سوی در برداشت، قلبش سنگینی کرد. دوباره قدم برداشت و وزنی بیشتر او را از رفتن منع کرد.
انگار کسی با هر قدم، وزنه های سنگین را به قلبش میبست تا جلوی بیرون رفتنش را بگیرد. بیرون این اتاق هیچ چیز خوبی انتظارش را نمیکشید. شاید فقط تباهی بود و کیفر گناهانی که باید اعتراف میکرد با اراده کامل انجام داده بود. انکار و فرار بیشتر همه چیز را خراب تر از چیزی که بود، می کرد …