دانلود رمان باورها ترک برمیدارند از آسیه احمدی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۴۹۹۷
خلاصه رمان:
دختری ازجنس حوا… دختری ازجنس لطافت های دخترانه… محکم، مغرور، زیبا… دختری که همیشه سعی کرده برای اسطوره زندگیش افتخار باشه دیگران براش تصمیم میگیرن و اسطورش که همیشه پشتش بوده سکوت میکنه، قهرمان های زندگیش کمرنگ میشن و اون میبینه همه چیز اون طور که فکر میکرده نیست و آشنا شدنش با مردی که جز حس تنفر چیزی به همراه نداره. فراز، مردی مغرور و قدرت طلب، دختری رولایق خود نمیبیند و وجود دختران در زندگیش تنها برای قدرت و جایگاه است. هرز نیست ولی پاک هم نیست دختری که قرار است قربانی باشد و پسری که قرار است این دختر را نردبانی برای بالا رفتن و پیشرفت زندگی اش کند…
قسمتی از داستان باورها ترک برمیدارند :
کمی پیاده از مسیر را آمد اما تنش هم مانند روانش خسته بود. خسته از درگیری های فکری… ایستاد تا تاکسی بگیرد. تاکسی که مقابلش توقف کرد سوار شد و آدرس خانه را داد سرش را به پشتی صندلی تکیه داد و چشمانش را بست اما انقد همهمه درسرش بود که بیخیال بسته شدن چشمهایش شد،
چشم هایش را باز کرد و به خیابان نگاه دوخت. ماشین که مقابل خانه نگه داشت کرایه را حساب کرد و از ماشین پیاده شد. با کلید در را باز کرد قدم روی موزایک های تمیز حیاط گذاشت بیتوجه به گلهای باغچه که هر روز نوازششان میکرد از کنارشان گذشت هنوز دست به دستگیره ورودی نبرده بود
که در باز شدو هستی جاسوس وارانه به بیرون خزید. -سلام. -سلام دیکتاتور اومده از صبح اینجاست، فکر کنم با تو کار داره آخه تنها اومده و تا الان هم نرفته. لبخندی به خواهرک جاسوسش زد. -حالا چرا تنها؟ -نمیدونم مامان زنگ زد ترانه و طاها هم بیان ترانه گفته خونه کاره داره الانم تو آشپزخونه
پیش مامان. برو تو اتاقت نمیگم اومدی. نگاه متشکرش را به این کوچک خواهر انداخت. برای مقابله با به قول او دیکتاتور توانی نداشت. برادری که نمونه به روز شده مودت بزرگ بود. عاشقانه هایش برای همسرش پدرانه هایش برای طاها محبت های خاص برای مادرش و الدرم بلدرم هایش برای دیگران بود …