دانلود رمان پیانیست از کیانا.ع کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، موزیکال، موسیقی
تعداد صفحات : ۱۸۲
خلاصه رمان:
داستان دربارهی دختریه که علاقهی زیادی به موسیقی داره اما به دلیل مخالفت خانواده مجبور به انجام کاری میشه که…
قسمتی از داستان پیانیست :
بالاخره ۵ شنبه شد و مامان فردین ساعت ۷ بعد از ظهر و به صرف شام رو برای دیدارمون ترجیح مشکی رنگی تنم کردم با شلوار جیگری رنگ و با شال جیگری رنگ و آرایش ملایمی کردم. _سلام خانوم خانوما! _سلام… ببخشیدا میخواستم خودم بیام. -نه مگه میشه؟!! تازه اگه هم میخواستم مامانم
اجازه نمیداد که تنهایی بیای در ضمن خیلی خوشگل شدی. -مرسی. تو هم خیلی خوشتیپ شدی. باز ماشینش از عطرش پر شده بود خیلی خوشتیپ کرده بوداکت تک مشکی رنگی پوشیده بود که جذبش بود و هیکلش توش خیلی قشنگ دیده میشد… با شلوار لی که معلوم بود مارک دار بود! زیر
کتش هم پیراهن سفید رنگی پوشیده بود کل راه رو زیاد با هم حرف نزدیم… خیلی استرس داشتم… به رستوران که رسیدیم از زیباییش شگفت زده شدم رستوران سنتی بود که یک طرفش کافی شاپ بود وسط کل کف رستوران اب میومد که کمی از طول جوی خیابان های معمولی بیشتر بود. فردین
منو به کافی شاپ همراهی کرد و از دور زنی رو نشونم داد و گفت: خب ترانه خانوم! اینم مامان من… از دیدن مامانش تعجب کردم مامانش جوون تر از چیزی بود که فکر شو میکردم مانتو کوتاهی تن کرده بود و چتری هاشو ریخته بود روی پیشونیش بهش ۴۶.۴۷ ساله میخورد! ارایش کمی کرده بود …