دانلود رمان لیلیان از مریم عباسقلی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : 2245
خلاصه رمان:
از یک تصادف شروع شد، با دومرگ، با یک تولد، با تفاوت ها، دو نفر از دو دنیای کاملا متفاوت.. لیلیان مربی رقص ک با مرگ ناگهانی نامزدش مجبور به ازدواج با سید علیرضا مردی مذهبی و جدی میشود، سید علیرضایی ک اوهم زنش را از دست داده و یک فرزند تازه متولد شده روی دست دارد …
قسمتی از داستان لیلیان:
نیشخند میزنم. من طوسی پوشیده ام و او سر تا پا مشکی به تن دارد. شاید بهتر بود که من هم مشکی به تن میکردم!
صدای خاله زنک ها بلند است یا گوش های من زیادی تیز شده؟! اگر عقد برادر شوهرش نمیشد چیکار میکرد؟ آره والا، مردونگی کرده پا پیش گذاشته. خدا خیرش بده. نگاه کن تو
رو خدا، معلومه دل خود آقاسید هم راضی نیستا. حق داره خواهر! شرایط خودشو نمیدونی؟ راست میگویند. راضی نبود و راضی نبودم اما اجبار است. چشمهای مادرش دو کاسه خون است. نگاه پدرش فراریست. مادرم سر پایین انداخته و اشک میریزد و گره اخم های پدرم باز شدنی نیست. برخلاف
آن چندماه قبل نه لبخند بر لب کسیست و نه شور و هیجانی برپاست. سهم ما از این اتاقِ مثلاً عقد، دو صندلیست و یک آینه و قرآن روبه رویمان همان دفتر بله برونی که چندماه قبل انتخاب کرده بودم هم هست. نام سید امیررضا را خط زده و به جایش نام سید علیرضا را نوشته اند. قلبم بیشتر میسوزد
صدای عاقد بلند میشود و کسی نیست که منتظر گل چیدن و گلاب آوردن من باشد. کسی بالای سرمان نایستاده که قند بسابد و من فقط باید یک بله بگویم تا برادر شوهرم بشود شوهرم و ما دو اسم در شناسنامهی یکدیگر بشویم و تمام. جوابی نگرفته که دوباره میپرسد: عروس خانوم، وکیلم شما رو …