دانلود رمان هانتر از پرهام رسولی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، کلکلی، طنز
تعداد صفحات : 1727
خلاصه رمان:
محراب فتوحی، مشاور تحصیلی دبیرستان دخترونه که فقط تو مقطع کنکور کار میکنه! ادم فوق العاده جدی و بددهن، که تو حرفه و شغلش با هیچکس تعارف نداره و بدجور سختگیره… نسیم سرخوش، دختر شر و شیطون و بی ادبی که مدام به پر و پای این آقای مشاور میپیچه و مدام کل کل میکنه… ولی عاقبت همچین دختری تو حرفهی محراب فتوحی، چیزی نیست جز …
قسمتی از داستان هانتر:
یه ماشین درست مقابلم ترمز کرد و من فورا بلند شدم اما به محض اینکه نیم خیز شدم مجبور شدم دولا شم و شلوارمو بچسبم از طرفی هم کیفم روی زمین مونده بود. صدای بوق ماشین اومد و من هول کردم یه دستم به شلوارم بودم و یه دستم به کیف سنگینی که داشت دستمو از جا میکند…
نمیدونم چی شد که یهو وزن کیف از روی دستم برداشته شد و خودمم دنبال یکی کشیده شدم و درست رفتیم پشت سر ماشینی که داشت خودشو جر میداد رد شه. در ماشین باز شد و کیفم به سمت عقب پرتاب شد. خودمم ماشینو چرخ زدم و سمت شاگرد نشستم. در اصل مجبور شدم این کارو
بکنم چون یه دستم که به شلوارم بود و اون یکی دستمم کشیده میشد خواه ناخواه… چند ثانیه بعد لعنت الله علیه، با اخمای وحشتناکی کنارم نشست و گازشو گرفت و حرکت کرد حتی از من نپرسید خونمون کجاست چون احتمالا تهشو در آورده بود که کجاست مدام گاز میداد لایی میکشیدو محکم
ترمز میکرد. اگه خم نشده بودو کمربندمو نبسته بود، احتمالا تو شیشه بودم و نصف صورتمو خون پر کرده بود پشت چراغ قرمز وایساده بودیم که چندبار محکم پاشو تكون داد و با همون لحن وحشتناکش پرسید: شهاب کیه؟ انقدر وحشت زده شدم از این سوالش که برگشتم و مثل عقب مونده ها نگاهش کردم …