دانلود رمان آینه قدی از سحر مرادی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی
تعداد صفحات : ۲۸۵۵
خلاصه رمان:
آیهان فشن بلاگر، مغرور و معروفی که با یک کینه و حس انتقام قدیمی تن به ازدواج با مروارید دختر حاج بهرام ثروتمندترین جواهر فروش شهر میدهد تا به تقاص زخمی که حاج بهرام بر قلب خواهرش گذاشته است… بر سر مروارید بیاورد. تقابل عشق و مذهب در عاشقانه هایی نفسگیر دختری مذهبی و مردی جذاب اما بی بند و بار…
قسمتی از داستان آینه قدی :
“آرمان” کلافگی اش از همان صحبت پشت تلفن صبح شان شروع شده بود تا الانی که صدای هق هق ارامش شده بود پنجه های بی رحمی روی ناتوانی اش تا حال عزیز کرده اش انقدر منقلب و خراب نباشد. _میدونم، نمیتونم حستو درک کنم نغمه، ولی… نوک انگشت های مردانه اش فرو رفت بین
خرمن موهای زیبایش: اگر با هر بار نابود کردن خودت، همه چیز درست میشد منم پابه پات میشستم و با هم زجه میزدیم. صدای نفس پر از اه نغمه درصدی از سنگینی حال دگرگونش را کم نکرد، دست های آرمان اهرمی شد برای بلند شدنش. با انکه عاشق سرگذاشتن نغمه روی پاهایش بود، اما
عطش نگاهش را داشت، باید حالش را خوب میکرد شوهرش بود دیگر چه کسی نزدیک تر از او، کف دستش را روی صورت سردش گذاشت و با شستش خیسی زیر چشمهایش را گرفت _میرم دوباره باهاشون صحبت میکنم. نغمه صدایش شبیه یک هوای کوهستانی پر از سرما و سوز بود. -فایده داشت
همون دفعهی قبل جوابتو میدادن. کمی بیشتر از کمی دلش پر بود از روزگار، از آدم ها و بازی هایشان از خودش و شاید هم بیشتر از آرمان هر بار که نگاه بغض کردهی امیر حسین جلوی چشمش می آمد، دلش مرگ میخواست و بیزار میشد از خودش که اسم مادر را یدک کشیده بود و به خاطر دلش …