دانلود رمان فراسوی خیال چشمانت از میسنا میم کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۷۶۵
خلاصه رمان :
هوراد معروف ترین جراح مغز و اعصاب آمریکا کسی که معروفیتش توی ایران زبون زد همه هست و بیمارستان های زیادی زیر نظر خودش و بیمارستان خصوصیش هست کسی که همه ازخداشونه یه گوشه نظر ازین دکتر مغرور و به شدت اخمومون داشته باشن همین که پاش توی بیمارستانش توی ایران میذاره توی اولین برخوردش عاشق پرستارش میشه و برای بدست آوردنش از بیماری مادرش سواستفاده میکنه و پرستار کوچولوی بیمارستانش رو صیغه میکنه و توی این مسیر یه اتفاقایی میفته اتفاقای شیرین و تلخ و …
قسمتی از داستان فراسوی خیال چشمانت:
“نورا” بلاخره رسیدم خونه خونه ساکت بود و چراغ ایوان هم روشن حدس میزنم بازم مثل همیشه وقتی شیفت صبح میشم مامان خانمی این موقع ها عمارت جناب رادهاست. یاد هوراد افتادم دلم گرفت یعنی امشب میره چرا امروز اون جوری رفتار کرد مگه من چیکار کردم اروم توی حیاط قدم
میزدم و فکر میکردم به رفتارای جدید خودم و بی اهمیتی های هوراد نزدیک پله ها که شدم سرم تکون دادم و از افکار خودم فاصله گرفتم سرم رو به اسمون گرفتم و نفس های عمیق کشیدم برگشتم سمت حیاط و چشمم خورد به خرمالو ها. ذوق زده شدم سریع رفتم داخل و لباسام عوض کردم
با یه سبد برگشتم. یه سبد متوسط چهارپایه چوبی رو بردم کنار درخت و از روش بالا رفتم که دستم برسه به خرمالوهای خوشمزه ام سبد رو پر کردم و اروم اومدم پایین و همونجور نشسته که داشتم میخوردم میرفتم داخل خونه و بعد رفتم توی اشپزخونه خرمالوها رو ریختم توی سینک و یکی یکی
میشستم و میخوردم. فکر نکنم تا مامان بیاد چیزی ازشون بمونه. با این فکر خندیدم و پیش خودم گفتم خودم میرم براش میچینم سبد بیضی شکل روی میز ناهارخوری که تو اشپزخونه بود رو برداشتم و خرمالوهای شسته شده رو توش گذاشتم. سیر شده بودم و تصمیم گرفتم برم یکم بخوابم …