دانلود رمان مثل یاس از مهری هاشمی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۸۳
خلاصه رمان:
باران میبارید. در تمام سطح خیابان قطره های به هم پیوسته باران جریان داشت. آسمان پاییزی از همیشه تیره تر بود. در مسیر خیابان گاه رهگذری که سرش را در یقه لباسش فرو برده بود، بدون اینکه توجهی به اطراف داشته باشد، به سرعت از خیابان میگذشت. فروشنده ها به داخل مغازه ها رفته بودند و درها را بسته بودند. از پشت شیشه های بخار زده هیچ چیز در خیابان دیده نمیشد. سکوت که همنوا با همهمه قطره های باران ترانه ای دلهره آور میسرود گاه بوسیله سر و صدای اتومبیلی که از زیر لاستیکهایش آب با بیرحمی به اطراف میپاشید میشکست …
قسمتی از داستان مثل یاس :
تاریکی بر شهر حکم میراند. گاه از پنجره ای كوچك نوري کم سو به بیرون میتراوید و گاه راننده ای بیفکر با نور چراغ های اتومبیلش آسایش شهروندان را برهم میزد. اکثر مردم در زمان بمیارن هوایی، خاموشی را رعایت میکردند. مغازه ها بسته بودند و با این که
ساعتی از شب نمیگذشت، شهر از رفت و آمد خالی بود حمید راه را میشناخت برای طی کردن مسیر خانه احتیاج به روشنایی نداشت، سن و سالش را نمیشد. به وضوح حدس زد، گرچه فقط سي و يك سال داشت، اما خطوط پیشانی و گرفتگی چهره اش آثار خستگی و
نا امیدی را آشکارا در چهره اش نمایش میداد. زندگی را دوست نداشت. آرزو میکرد هرگز دنیا نیامده بود. هرگز سیما را نمیدید و هرگز یاسمن به دنیا نمی آمد. اما حالا همه چیز مثل تمام بیرحمیهای دنیای اطراف بر خلاف میل و اراده او جریان داشت. خانه ای سرد با
اجاقی خاموش، انتظار او را میکشید و دو چشمی که سعی میکرد از تصویر کردن آن در ذهنش دوری کند: نگاهی که قلبش را به درد میاورد او در را باز کرد لحظه ای مقابل راهروی باریک ایستاد و نفسی عمیق کشید. برای سیما انتظار پایان گرفت. پرسید: بالاخره اومدي؟