دانلود رمان شاهنشاه مافیا مترجم شیلا، مبینا، زهرا کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، مافیایی، خارجی
تعداد صفحات : ۳۶۹
خلاصه رمان:
مردم میگن کارما بده اما اون به جز خوبی چیز دیگهای برای من نداشته و بخاطر اینم نیست که من مرد خوبی ام. هر کاری توی زندگیم کردم، دلایل خودمو داشتم. دزدی کردم، زورگیری کردم، حتی ادم کشتم. چندتا چیز هست که خط قرمزم حساب میشه و باهاشون سر و کاری ندارم، مثل زنا، بچه ها و مواد. اما تو بقیه چیزا دستام پره پره. وقتی که تو رییس باشی، باید همچین کارایی بکنی. با هر کار سیاهی، متوجه سنگینی اعمالم بودم اما هیچوقت مجبور نبودم برای کسی توجیه کنم. و حالا، برای اولین بار توی زندگیم باید دلیلشو توضیح بدم …
قسمتی از داستان شاهنشاه مافیا :
“تئا” نگاهی به سالواتوره انداختم، به این فکر میکنم که قراره چه اتفاقی برام بیفته، باید عصبانی بشم، گریه کنم و جیغ بزنم. اما الان حتى گریه هم نمیکنم دیگه از این اوضاع خسته شدم و بجز این واقعا اوضاع بدتر از اینم میشه؟ ۲۴ ساعت گذشته جهنم مطلق بوده. اول
اینکه یکی از کارامو از دست دادم بعدش متوجه شدم که باید ظرف ۲۴ ساعته اپارتمانمو خالی کنم. جایی هم برای رفتن ندارم همسایم پیشنهاد داد یکم از جعبههامو نگه داره. حتی گفت میاد کمکمم میکنه اما نذاشتم با قبول کردن پیشنهادش برای نگه داشتن وسیله هام
شاید کنار میومدم اما نمیتونستم باهاش بمونم احساس میکنم تو خیابانا پرسه میزنم و بالاخره قراره روی تختش دراز بکشم اما بنا به دلایل دیدن سالواتوره مایه آرامش بود چند روز بعد از اون شب فهمیدم اون کیه عکسشو توی اخبار دیدمو پرام ریخت ازش برای
کمک به کمکای مالی برای یه پناهگاه جدید که در مرکز شهر درست کرده تشکر میکردن. خیلی عجیب بود همین چندشب قبلش خودم دیدم زد یکیو کشت اسمش اشنا به نظر میاومد و برای همین یکم تو نت گشتم و جستجو کردم و فهمیدم که واقعا كيه… شاهنشاه مافيا …