دانلود رمان هویت پنهان از والا و پدیده کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 98
خلاصه رمان :
داستان در مورد دختری است که خودش را شبیه پسرها تغییر قیافه میدهد و از خانه فرار میکند و برای جنگ به جبهه می رود… اما از بخت بد اسیر نیروهای عراقی میشود و گیر فرماندهای میفتد که …
قسمتی از داستان هویت پنهان:
در را بهم کوبیدم اما مادرم دوباره آن را باز کرد و با عصبانیت گفت: فائزه تو هیچ جا نمیری، فهمیدی چی شد؟! _مامان مگه تو نمیگی خواسته های من خواسته های توئه پس… حرفم را قطع کرد و داد کشید: اینی که تو میگی بازی با جونته بیچاره میفهمی؟ فک کردی خونه خاله پریه بری با دختر خالت تفنگ
بازی کنی برگردی؟! _مامان من میخوام برم و توئم… دوباره پرید وسط حرفم و داد کشید: چرا فائزه، میتونم و این کارو میکنم… من نمیذارم تو بری! دختر تو فقط ۱۸ سالته و اون وقت… دیگر ادامه نداد. استیصال را در چشمانش میدیدم. آرام گفت: عزیزم من خوبیتو میخوام این کارو با من و بابات نکن!
وقتی دیدم مادرم ارومه با التماس بهش گفتم: مامان من همه کارامو کردم خواهش میکنم بزارین برم. اصلا به من بگو تو چه جوری میخوای میون این همه پسر بری؟ به اونجاشم فکر کردم تو فقط اجازه بده. -نه مثل اینکه خودت فکر همه چی رو کردی دیگه چرا داری از ما اجازه میگیری؟ بعد از این
حرف در را بهم کوبید و رفت نمیدونستم چیکار کنم چجوری مامانو بابامو راضی کنم دلم میخواست برم خرمشهر اینقدر فکر کردم که نفهمیدم چه موقع خواب رفتم وقتی بیدار شدم ساعت ۷:۵۵ بود. صدای بابامو شنیدم که به مامانم میگفت: چه جوری یه دختر میتونه بره جنگ مگه عقلشو از دست داده؟