دانلود رمان بی تار و پود از فاطمه حیدری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
تعداد صفحات : ۷۳۹
خلاصه رمان:
داستان در مورد دو زوجست که در یک آپارتمان و در همسایگی هم زندگی میکنند… دو زوج با زندگی کاملا متفاوت و روحیه هایی که دنیا دنیا با هم فاصله دارند…
قسمتی از داستان بی تار و پود :
نگاهی به اطراف میاندازم… با دست آبی از شیر میخورم دست به کمر همه وسایل را زیر و رو میکنم شالم را دور سرم میبندم… به آینه قدی دیوار نگاه میکنم و لب و لوچه ای برای قیافه مسخره ام میایم با موبایلم موسیقی ملایمی می گذارم و کارتن را باز میکنم.. همه مجسمه های قدیم و جدید
و وسایل هایی را که خاک گرفته گردگیری میکنم… سالن بهم ریخته را جمع میکنم… کف اتاق دو تا از پتوهای نویی که خریده بودم افتاده. قلبم میریزد… نزدیک تر میشوم… پتو را برمیدارم و انگار که باز قلبم بریزد… بگیرد… یک جوری شود! فکرهای احمقانه را دور میریزم لبخند میزنم پتوها را
جمع میکنم… روی تخت یک نفره میگذارم… حالا چرا کف اتاق خوابیده؟ ابرو بالا میاندازم و به اتاق عقبی میروم… هیچ چیزی دست نخورده… در را میبندم در اتاقی که قرار است دوتایی شود را هم ابی به سر و صورتم میزنم… نگاهی به دیزاین کلی خانه میاندازم… مبل ها انگار بهم ریخته اند و
چیدمانشان به کلی عوض شده مبل چوبی تکی را به سختی روی سنگ میکشم… مبل های یشمی و مخمل جدیدمان را هم! مبل تک نفره را بلند میکنم… قلبم میسوزد.. دستهایم ناخداگاه باز میشود و پایه مبل روی پایم میافتد… درد می پیچد در تنم همانجا مینشینم. لباس سفید زنانه را بیرون میکشم…