دانلود رمان نقطه سرخط از gandom_m کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۶۲۱
خلاصه رمان:
زندگیم را یک هدیه می دانم و هیچ قصدی برای تلف کردنش ندارم هیچگاه نمی دانی آنچه بعدا بر سرت خواهد آمد چیست… ولی کم کم یاد خواهی گرفت که با زندگی همانطور که پیش می آید روبرو شوی. یاد می گیری هر روز، به همان اندازه برایت مهم باشد. و هر وقت ته خط رسیدی، نقطه ای می گذاری وسر خط… ایمان داشته باش! هر نَفَس، نشانه ای از جانب خداست و تازمانی که نفس می کشی خطوط زندگی هنوز جریان دارد… هر خط… شروعی نو یاد بگیر، در هر خط …
قسمتی از داستان نقطه سرخط :
روی تختم دراز میکشم نیم ساعتیه که اتاق غرق تاریکیه و من بلاتکلیف طول و عرض اتاق و آشپزخونه و هالو به بهانهی جمع کردن وسایلم طی کنم آخر کارم صدای راحیل و سارا در می اومد که بسه و بذارم که بخوابن. ساعدمو روی پیشونیم میذارم صدای کم جون عقربهی ثانیه شمار ساعتم، گوشمو
نوازش میده. همیشه از گوش دادن صدای ثانیه شمار ساعتم حال خوبی میشم. چشم میبندمو از پشت سیاهی پلکم افکار به سمتم هجوم میارن. پروژهی یک سالهی دکتر پارسا، زیادی وسوسه انگیزه اونقدر درگیر جمع کردن وسایلم بودم که یادم رفت تماس بگیرم. باید بگم دو ماه بیشتر تهران نیستم و اگه
مشکلی ندارین بعد از شروع پروژه، آمارو برام میل کنین و از طریق اینترنت نتیجه رو براتون گزارش کنم فردا حتما باهاش تماس خواهم گرفت. به راست غلت میزنم الهام و مادرش کف زمین کنار هم خوابیدن قرار بود سه شنبهی دوهفته دیگه عقد کنه اونم تبریز، خونهی اشکان پرسیده بودم مطمئنی؟
و جوابش به همهی نگرانیم یه لبخند خجول بود. میترسیدم میترسیدم رضایی اون چیزی نباشه که داره نشون میده. مادر الهام از اشکان راضی بود و از خانواده اش می گفت مردمای خوبین میگفت مطمئنم که الهام انتخاب درستی داشته و آخر هر بحث مربوط به الهام براش آرزوی خوشبختی می کرد …