دانلود رمان آفاق از مریم بانو (نیکنام) کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 1243
خلاصه رمان:
نگاهی اجمالی به اطراف اتاق انداخت و پا روی پا کشید. ضربالاجلی آمده بود که ماموریتش را انجام بدهد و برود. خودش اینجا و فکرش کنار کارهای عقب افتادهی تولیدی بود. امروز صد توپ پارچهی جدید میرسید و هنوز سفارشات قبلی بازارچه روی دستشان بود. دلش شور میزد. برای اسمی که ممکن بود خدشهدار شود و از اعتبار بیفتد. برای میراثی که از حاج عماد زندهدل معروف برایش مانده و همین مسئولیتش را سنگینتر میکرد. پیشانیش را بین دو انگشتش گرفت و فشرد. حجم سرش گویا بزرگ شده بود و وزنش روی گردنش زیادی میکرد …
قسمتی از داستان آفاق:
سروصدای اندک بیرون اتاق پرستو را وادار کرد که جلوتر از او قدم بردارد و با اشاره ی دست مجبورش کند که دنبال او برود قدم های منصور سنگین و با تردید برداشته میشد. از طرفی نگران روح مرحوم پدرش بود و از طرفی سرخوردگی بعد از این لحظه ولی ناگزیر از شرایطی که خودش در آن
دخیل بود پشت پرستو راه افتاد و از اتاق بیرون زد. چادر گلدار زندان و چهره ی مظلوم و سربه زیر زن اجازه نمی داد چیز زیادی دستگیرش شود. پرستو با سیاست وارد شد و خوش رو سلام بلندی داد نگاه آفاق بلافاصله بالا رفت چشمان منصور از پشت در ریز شد و کمی بعد زن جوان به
احترام مددکارش روی با ایستاد. یک قدم به عقب برداشت حتی نوبت به وانمود کردن هم ترسید. ناامید از تصویر غریبی که به واسطه ی ایستادن مقابل چشمش ظاهر شده بود یلکی بست و لب پایینش را زیر دندان گرفت. باز هم تیرش به سنگ خورده بود و همین پس بود که دیگر توانی
برای انجام امورات واجب امروزش نداشته باشد. چرخید بی توجه به نگاه زنی که بی وقفه پیگیرش بود راهش را گرفت و بدون خداحافظی از دلیری از این مکان قدیمی و دلگیر و در حال باسازی بیرون زد. تیر و تخته و سنگ و سیمان کنار در ورودی دست و پاگیر مینمود و کلافه کننده بی حوصله از میان …