دانلود رمان ویرانگر از سمیرا پروانه کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، روانشناسی
تعداد صفحات : 693
خلاصه رمان:
اسرا یه دختر مذهبی و دانشجو بود که مثل بقیهی دخترا منتظر شاهزادهی سوار بر اسب سفید زندگیش بود و حتی تو خیالاتش هم تصور نمیکرد مرد زندگیش همون افسر پلیس گیج و عجیبی باشه که به طور اتفاقی تو یه شب تابستونی سر از اتاقش درمیاره و بهش دست درازی میکنه… بعد اون شب اسرا موند و روح زخمی که پیشنهاد ازدواج اون مردو قبول نمیکرد اما اینبار بازهم سرنوشت بیکار ننشست… اسرا حافظشو از دست داد و وقتی تو بیمارستان چشم باز کرد مرد جذابی رو کنار خودش دید که خودشو نامزد اسرا معرفی میکرد…
قسمتی از داستان ویرانگر :
چرخیدم و صندلی را به بدن کسی که کنارم ایستاده بود کوبیدم صدای فریاد مرد قوی هیکل و بقیه در فضای خالی استخر پیچید و چند بار اکو وار تکرار شد. صندلی که در بدنش خرد شد طنابی که مرا با آن بسته بودند کمی شل شد سریع طناب را از دور بدنم باز کردم و به سمت زن خیز برداشتم
اما شخص دیگری که فاصلهی زیادی با من نداشت به سمتم حمله ور شد و سعی کرد مرا در حصار بازوانش اسیر کند. نفسی گرفتم آرنج دست آزادم را در صورت او کوباندم و با یک مشت محکم پس از چرخیدن به داخل استخر پرتش کردم. -چیکار میکنن بی عرضه ها؟ صدای خشمگین زن بود
که رو به افرادش نعره میزد. مابقی اسلحه هاشان را از زیر کت بیرون کشیدند و به سمت من نشانه رفتند اما دير شده بود. رئیسشان در حصار دستان من اسیر بود و برای نفس کشیدن تقلا میکرد و به ساعد دست من چنگ میانداخت. با صدای بلند و خشنی فریاد کشیدم: اسلحه هاتونو بزارین زمین…
دستاتونم بزارین رو سرتون وگرنه گردنشو خرد میکنم… حلقهی دستم را برای اثبات تهدیدم تنگ تر کردم و مصمم و جدی به قیافه های درمانده و عصبی شان نگاه کردم. زن خرخر میکرد و خودش را تکان میداد… در حال خفه شدن بود. حال خودم هم تعریفی نداشت. از درون میسوختم …