رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان خاک تاول زده

کتاب رمان خاک تاول زده (خاک آمریکا) اثر جنین کامینز لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

این داستان درباره زنی به نام لیدیا است که به ناچار و برای فرار از دست کارتل‌های مواد مخدر، مجبور می‌شود سفری خطرناک و پرماجرا را به همراه پسرش آغاز کند. منتقد سایت گاردین کتاب خاک تاول زده را اودیسه مردن می‌خواند و معتقد است که نویسنده «با دنبال کردن الگوها و ساختار‌های کلاسیک روایت، از آن اثری جذاب و پرکشش ساخته است. اثری که به خوبی تصویرگر یکی از مهم‌ترین رخدادهای جهان امروز، یعنی پدیده‌ مهاجرت است.» …

تکه ای از داستان خاک تاول زده

به علت بروز درگیری میان گروه‌های مافیایی رقیب در آکاپولکو، لیدیا و خانواده اش در واقع اکثر خانواده‌های شهر، دیگر به کافه‌های محبوب محله‌شان رفت و آمد نمی‌کردند. معارض با سازمان، گروه مافیایی جدیدی بود که خود را «باغبان‌ها» می‌نامید. نامی که در ابتدا نتوانست رعب و وحشت لازم را در میان توده مردم برانگیزد. این مشکل دیری نپایید. کمی بعد از شکل گیری این مافیای جدید، همه مردم شهر فهمیدند باغبان‌ها فقط وقتی دست به اسلحه می‌برند که نتوانند خلاقیتشان را به کار گیرند. ابزار مورد علاقه آن‌ها دم دستی تر از این حرف ها بود: بیلچه، تبر، داس، چنگک، قمه. ابزاری ساده برای بیل زدن و کندن زمین. باغبان‌ها با

این ابزار خاک را زیر و رو کردند رقبایشان را از قدرت به زیر کشیدند و چال کردند. تعداد کمی از این رقبای برکنار شده که نجات پیدا کرده بودند موفق شدند به دسته فاتحين خود بپیوندند، اما بیشترشان از شهر گریختند. نتیجه این شد که کشت و کشتارهای اخیر کاهش یافت چون این فاتح نوظهور پوششی از سکوتی تشویش برانگیز بر دوش شهر آکاپولکو انداخت. نزدیک چهار ماه از آن سکوت نسبی گذشت و شهروندان آکاپولکو با احتیاط به خیابان‌ها، رستوران‌ها و مغازه‌ها برگشتند. مشتاق بودند خسارات وارده به اقتصادشان را جبران کنند. آماده بودند جشن بگیرند. بنابراین، لیدیا در امن ترین محله، جایی که درآمد حاصل از صنعت

گردشگری همیشه قید و بندهایی ایجاد کرده بود، در رستورانی که بیشتر به سبب امنیتش آن را انتخاب کرده بودند تا لیست غذاهایش و در حالی که صورت‌های بشاش خانواده‌اش دوره‌اش کرده بودند. شمع روی کیک تولد سی و دو سالگی‌اش را فوت کرد. آخر شب بعد از اینکه لوکا به رختخواب رفت و سباستین روی کاناپه نشست و در یک بطری نوشیدنی را باز کرد، گفت و گویشان ناگریز به شرایط زندگی در آکاپولکو معطوف شد. لیدیا کنار این آشپزخانه ایستاد و با لیوان نوشیدنی کنار آرنجش روی پیشخان خم شد و گفت: خیلی خوب شد امشب تونستیم شام بریم بیرون. سباستین که داخل اتاق نشیمن مچ پاهایش را روی هم گذاشته و …

این رمان را از طریق رمان بوک دانلود کنید: رمان خاک تاول زده

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 125 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.