دانلود رمان کاش من صدات بودم از مریم نصرت کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۷۶۱
خلاصه رمان:
آیسو که به خاطر بدهی مادرش مجبور به کار توی یه شرکت با قرارداد یکسالهی بدون حقوق شده بود عاشق رئیس جذاب و مرموزش میشه که از قضا مدلینگم هست، اما اون از ترکیه میره و دخترمون مونده و یه پیشنهاد نامزدی با رئیس جدید اون شرکت که پسر پولدارترین خانوادهی ترکیهست و بین دوستاش به شوگرددی معروفه! اما قصه اینجا تموم نمیشه چون این شروع یه داستان عاشقانه نیست و این وسط رازای زیادی وجود داره، یه زن از گذشتهی اون مرد، رازی که مادر آیسو یه عمر پنهون کرده، روابطی مبهم و …
قسمتی از داستان کاش من صدات بودم :
همونجا پای تی وی نشستم مامان احتمالا تا صبح نمیاد من هم خوابم نمیبرد. کلی منتظر موندم دیگه صبح شده بود چشمم به ساعت که شیش و نیم رو نشون میداد خورد صدای در باعث شد چشم از ساعت بردارم مامان بود با دیدنش تی وی رو خاموش کردم. -نظرت
چیه حرف بزنیم مامان؟ مضطرب نگاهم میکرد اومد نشست کنارم و منتظر بود من چیزی بگم: خب چخبرا؟ چیزی نمیگفت و این سکوت بیشتر منو اذیت میکرد. -سرکار بودی؟ عجیب نگاهم میکرد. -آيسو تو داری از من حساب پس میگیری؟ -چه حساب پس گرفتنی یه
سوال پرسیدم. -بله دخترم سر کار بودم. -اون مرده کی بود؟ -کدوم؟ -مامان چرا خودتو میزنی به اون راه؟ -اون آقایی که دیروز عصر دیدم باهات دم خونه بود دست تو رو گرفته بود کی بود؟ همین لحظه آیسل هم اومد. -صبح بخیر مامان. -صبح بخیر عزیزم. -مامان
جواب سوالم رو ندادی. -آیسو بهتره در یه موردی باهم حرف بزنیم. -خب داریم حرف میزنیم. -آقا كمال يعنى من و آقا كمال… -کمال کیه؟ -دارم حرف میزنم، منو کمال تصمیم داریم باهم ازدواج کنیم! بلند شدم: چی؟؟ چی مامان چی داری میگی عصبی خندیدم. -شوخی میکنی؟