دانلود رمان قمصور از صبا ترک کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، اجتماعی
تعداد صفحات : 3331
خلاصه رمان :
یاسمین دختری که یه زندگی پر از سختی و درد داشته… و حالا پدر و برادرش اونو فروختن و قراره ببرنش تا بشه صیغه حاج اکبر معتمد..! ولی پای عقد میفهمه قراره زن پسر حاج اکبر یعنی محراب بشه… محرابی که خودش دلش گیر بوده و حالا هم باید به حرف پدرش یاسی رو بگیره و …
قسمتی از داستان قمصور:
«محراب» نمیدانم چندمین سیگار را روشن میکنم، چندمین قدم را در طی این شب داخل حیاط بر میدارم حتی خواندن چند رکعت نماز هم این فکرهای دیوانه وار را از سرم بیرون نمیبرد. او برگشته است و من برای دومین بار امروز دیدمش که با فرزندانش به خانه پدری میرفت. پک عمیقی به سیگار
میزنم، تلخی سیگارهای پیاپی زبانم را سر میکند اما دیگر فایده ای ندارد؛ نه این سیگارها و نه هشت سال گذر زمان. آن دخترو پسر میتوانستند متعلق به من باشند، اگر میخواستم. حمیرا.. خیلی روزا بود که دلم میخواست او را ببینم حداقل بدانم کجاست و چه میکند. حالا بعداز ۸سال از آن شب، برای
دومین بار میبینمش تنها با دو فرزندش مردی همراهشان نیست. حتی برای فوت پدرش هم نیامد ولی حالا لامپ اتاق یاسمن روشن میشود، آن هم در این نیمه شب. این دختر را کجای زندگی بگذارم که خدا رضایت دهد..؟ نتوانستم در برابر خواسته حاج بابا نه بیاورم. گفت دخترک مظلومیست
مادرت در خواب اورا سفارش کرده گفت چیزهای خوبی از برادرش نشنیده. گفت فقط یک محرمیت میتواند جان یک زن را نجات دهد. نتوانستم «نه» بگویم که شاید جبران کنم خطایی را که روزی در حق این زن کردم تا ببخشد. میگویم زن، ولی کیست که نداند چه به روز این دخترک بیچاره نیامده؟