دانلود رمان طالع اغبر از یاسمن فرحزاد کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی
تعداد صفحات : ۲۸۱۵
خلاصه رمان:
البرز محتشم به تازگی رهبر گروه بزرگی از خون آشام های اصیل شده. مردی مستبد و یکه تازه که تو ملک شخصیش یک درخت ارس رشد کرده. درختی که فقط خود البرز میدونه چه راز ترسناکی پشتش پنهان شده. البرز پانزده سال پیش به خاطر تنهایی و عذاب وجدان زیادی که به خاطر قتل عام طایفه گرگینه ها داشته، یک دختر بچه پنج ساله رو به فرزند خوندگی قبول میکنه تا حواسش از مشکلات و عذاب وجدانش پرت بشه. نهال دختر بانمکیه که انسانه و هیچ نمیدونه پدرخونده عزیزش خون آشامه. البرز به شدت نهال رو دوست داره ولی همیشه از اینکه هویتش برای دخترک فاش شه میترسه… (اغبر به معنی شوم / تاریک اغبار آلود)
قسمتی از داستان طالع اغبر :
هیاهو شده هیاهویی که نمیتونستم حتی یک درصد ازش رو مهار کنم. نه زورم به روبرو و جماعت وحشت زده و عصبانی که برای به تخت نشوندنم بیشترین سرمایه و با ارزش ترین دارایی هارو خرج کردن و نه زورم به آتشکده های شعله ور ذهنم میرسید. هرچه سریع تر باید بفهمیم چه اتفاقی افتاده
سورن آزاد شده و این یعنی همه ما تو خطر هستیم. خبر رسیده گرگینه های باقی مونده سیه کوه غیب شدن، اگه بخوان به اینجا حمله کنه گورشون کنده است. مرد میانسالی بلند شد. سن و سالش اجازه صاف ایستادن نمیداد، عصا به زمین کوبید و وسط مهلکه گفت: خسرو تو باید جواب بدی
یکی این وسط خیانت کرده. راهی برای شکستن طلسم سورن وجود نداشت. طالع اغبر حکمش بریده شده و این آزادی که تو میگی برای تک تک ماها یک مجهوله. نگاه سرد و یخ زدهام روی پارکت های کف سالن بود. به گوشیم نگاه کردم احتمالا تا الان نازنین و نهال از شهر خارج شده بودن… خسرو با
پوستی که از فشار سرخ شده بود جوابی نداشت. پیرمرد باهوش و زیرک به من نگاه میکرد. منی که خط مقدم همه این اتفاقات بودم و باید به جای ترس از دست دادن دخترم، نگران آشفتگی مردمم میبودم ولی نبودم. -من مطمئنم کسی طلسم درخت رو از قصد از بین برده. نه شاید بلکه قطعا …