دانلود رمان بادیگارد از shaloliz کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، طنز، پلیسی، ازدواج اجباری
تعداد صفحات : ۴۶۰
خلاصه رمان:
در مورد دختریه که بخاطر شغل باباش همیشه بادیگارد همراهشه. ولی دختر از سر لجبازی با پدرش بادیگاردها رو میپیچونه یا فراریشون میده …
قسمتی از داستان بادیگارد :
وسایلم رو توی کمد جا دادم و چمدون خالی رو زیر تخت گذاشتم. خدا رو شکر که میلاد به فکر همه چیزم بوده و لپ تاپ رو هم توی چیزهام گذاشته. فقط گوشیم نبود و میلاد گفته بود برای احتیاط از موبایل استفاده نکنم. خوابم نمیومد رفتم توی هال تلویزیون
رو روشن کردم. همونجور که حدس زده بودم ماهواره نداشتن و چون که عصر بود همش برنامه کودک بود کارتون تام و جری نگاه میکردم که حس کردم یکی اومد. سرم رو گرفتم که به خاله سلام کنم که دیدم بادیگارده یه لبخند معنی داری زد و رفت بالا.
ایشش پرو به من میخندی؟ به من چه که تو مغول هستی و هنوز نمیدونی که ماهواره چیه. رفت توی آشپزخونه و برای خودش میوه آورد و شروع کرد به خوردن از اینکه میخواست کارمو تلافی کنه خندم گرفتو سرمو انداختم پایین مگه من مرده میوهاتونم؟
گدا گشنه. همون موقع خاله بیدار شد و سلام کرد. -خاله وا محسن جان خودت داری میخوری و به مهمون یه تعارفی نکردی؟ زشته مادر تا اومدم جواب دندون شکنی بدم تا آبروش ،بره خودش پرید و جواب داد: بادیگارد تعارف کردم، گفتن که سیرن و میل ندارن …