دانلود رمان ساعت به وقت من از عاطفه جمالی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 2789
خلاصه رمان :
کارن محتشم پسری که با غرورش سردیش همه رو به طرف خودش میکشه ولی… دختری مو قرمزی که از قضا دختر عموش هم هست و از ۱۰ سالگی زن کارن محسوب میشه کارن رو به خودش جذب میکنه که در این هنگام…
قسمتی از داستان نزدیک تر از سایه:
با حس درد شدیدی تو همه جای تنم مخصوصا قسمت سر و پام چشم باز کردم، با دیدن پرده سفیدی که در فاصله نزدیک از تختم کشیده شده بود و سرمی که سوزن وحشتناکش توی پوست دستم فرو رفته بود چنان جیغ کشیدم که چند ثانیه بعد پرده به صورتی وحشیانه کنار زده شد و خواهران غریب
وحشت زده به سمتم هجوم آوردن طوری که گفتم الان میفتن روی سرو هیکل من، سریع نیم خیز شدم که چشمم به پای گچ گرفتم افتاد و یه بار دیگه بلند تر از ترس جیغ کشیدم که این سه تا هم از جیغ من هول شدن و جیغ زدن! حالا من جیغ میزنم اینا چرا جیغ میزنن؟ پقی زدم زیر خنده که با
صدای عصبی بابا که با حرص گفت: حنا! خندم در کمتر از یک صدم ثانیه تبدیل به گریه شد و دیگه چه اهمیتی داشت که پرستار اومده و چه خبره خانم اینجا بیمارستانه راه انداخته! با گریه تو خودم جمع شدم و به پرستار اخموی ظالم که داشت سرم دستم رو چک میکرد گفتم: نه اینجا بیمارستان
نیست اینجا قتلگاه حنای بدبخته! اینجا کشتارگاهه خانم فکر کنم امروز عید قربانه چون حنای بدبختو امروز مثه گوسفند قربونی میکنن! پرستار با اخم گفت: این حرفا چیه میزنی؟ گندم اومد نزدیکم و گفت: این کولی بازیا چیه در میاری… سریع خودمو کشیدم کنار و با ترسی نمایشی گفتم: ای قاتل…