رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
رمان مرد نامرئی من

رمان مرد نامرئی من اثر رویا نیکپور لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها

سیگارم رو روی لب روشن کردم وپکی محکم بهش زدم. دستم و روی شیشه گذاشتم و دودشوحلقه ای بیرون دادم. انگار خاطراتم همراه سیگار دود می شد. آرامش بهم تزریق می شد! خیره شدم به دختری که با گریه و زاری التماسم می کرد. برام لذت بخش بود، صداش توی گوشم اکو شد * به پات می‌افتم پرهام من دوستت دارم * به پات می‌افتم پرهام من دوستت دارم * به پات می‌افتم پرهام من دوستت دارم*… اخمی روی پیشونیم نشست. با لحنی تحقیر آمیز گفتم: -خفه شو هانی…

تکه ای از رمان مرد نامرئی من

با بغض گفتم نه دلم براش تنگ شده نه چیزی ولی هر وقت به یادش می افتم ناخداگاه یاد خریت خودم می افتم و بغضم می گیره سرمو گذاشتم رو پامو اشک ریختم ، بعد دقایقی که احساس میکردم خالی شدم پررو رو به پرهام گفتم خجالت بکش!!! الان هر مرد دیگه ای جای تو بود منو تو بغلش می کشید و نوازشم می کرد بعدم می گفت ناراحت نباش لیاقتتو نداشت پوزخندی زد و گفت –شاید… اما من هر مردی نیستم ، من شیشه ای ام ، اینو یادت باشه ،برو بابا به لحن مسخره…

از اینکه بهش اینو گفته بودم سبک شده بودم اما این تمام داستان نبود. نمی خواستم قضیه تینا رو هم بهش بگم. از جاش بلند شد بره که با حالت ناله واری گفتم پرررررری نررررررو اول با تعجب نگام کرد و بعد اخم غلیظی روی پیشونیش نشست ، بازومو تو مشتش گرفت و غريد.–ببین خانم کوچولو انگار زیادی بهت رو دادم پررو شدی، من نه عاشق کشته مردتم نه از اقوامت نه شوهرت نه نامزدت نه بی افت ، نه ننتم نه باباتم نه داداشت!!

پس بهتره حد خودتو حفظ کنی پشت چشمی براش نازک کردم و زیر لب گفتم بی جنبه اخمش غلیظ تر شد که پررو گفتم خب چیه؟ دروغ میگم؟ جنبه نداری دیگه یه مسافرت اومدیم حالا همش با اخمات زهرمارمونكن!!! اخمش باز شد عجبی !!!! اخمات باز شد!!!! حالت متفکری به خودم گرفتم و گفتم-بدون اخمم خوشکلی ولی با اخم جذبت بیشتره آدم بیشتر خوف می کنه از جام بلند شدم و مانتوم و تکوندم…

رفتیم داخل ویلا که در کمال تعجب دختر خوشکلی رو دیدم که رو مبل نشسته بود ، این کیه؟ اینجا چکار میکنه؟ با دیدن پرهام از جاش بلند شد و با ناز اومد دستش رو دور گردن پرهام حلقه کرد و ازش آویزون شد پرهام با تعجب داشت نگاش می کرد. بعد از چند دقیقه لب وا کرد و گفت –پریا تو اینجا چکار می کنی؟ اون دختره که حالا فهمیده بودم اسمش پریا هست به طور با مزه ای لباشو غنچه کرد.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سیگارم رو روی لب روشن کردم وپکی محکم بهش زدم. دستم و روی شیشه گذاشتم و دودشوحلقه ای بیرون دادم. انگار خاطراتم همراه سیگار دود می شد. آرامش بهم تزریق می شد! خیره شدم به دختری که با گریه و زاری التماسم می کرد. برام لذت بخش بود، صداش توی گوشم اکو شد * به پات می‌افتم پرهام من دوستت دارم * به پات می‌افتم پرهام من دوستت دارم * به پات می‌افتم پرهام من دوستت دارم*... اخمی روی پیشونیم نشست. با لحنی تحقیر آمیز گفتم: -خفه شو هانی...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    مرد نامرئی من
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    رویا نیکپور
  • صفحات
    606
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 694 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.