رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان از هیچ تا بی نهایت از منیر کاظمی رمان رایگان

رمان از هیچ تا بی نهایت از منیر کاظمی با لینک مستقیم

دانلود رمان از هیچ تا بی نهایت از منیر کاظمی کامل رایگان

ژانر رمان : اجتماعی، غمگین

تعداد صفحات : 1779

خلاصه رمان:

محسن یه عوضیه که مادرش برای جلوگیری از آبروریزی های محسن، براش زن یه شهید به اسم پروانه رو میگیره که پسر کوچیک به اسم یاسین داره… مدتی بعد محسن با ایران که دختر کوچیکی به اسم حورا داره آشنا میشه و ادعای عاشقی می‌کنه. سادات با کمال غرور و به اسم ثواب پروانه رو راضی می‌کنه.. پروانه از محسن دو بچه به اسم زینب و یاسر داره.. محسن با ایران ازدواج می‌کنه.. محسن کارهایی می‌کرده که پروانه می‌بینه ولی سکوت می‌کنه.. یه بار که محسن مشغول کثافط کاریش بوده، ایران میبینه و محسن رو‌ میکشه سادات با اینکه گناه پسرش رو می‌دونسته ولی انکار می‌کنه و …

قسمتی از داستان از هیچ تا بی نهایت:

یخچال ها خاموش بود. خاک همه جا نشسته بود و از پشت کرکره های کشیده رگه‌های نور می‌ریخت به شیرینی  فروشی که روزگاری سرپا بود. یاسین به بغل ایستاد میان مغازه. به مهتابی که از سقف آویزان شده و چیزی تا افتادنش نمانده بود نگاه کرد. چطور اینقدر سریع اتفاق افتاده بود؟ همین

دیروز نبود که یک غروب خوش آب و رنگ آمده بود تا کتاب راضیه را بدهد؟ برای اولین‌ بار سیدهاشم را پشت یخچال دیده بود که داشت سینی شیرینی تازه را توی یخچال می‌ گذاشت. چادرش را سفت تر کرده بود: ببخشید من دوست راضیه ام سلام. هاشم از اینکه سلام را آخر جمله آورده بود

خنده اش گرفته بود. -علیک سلام. میاد الان رفت خونه و بیاد. دور خودش چرخید. یاسین سر به شانه اش می‌کوبید و زیر لب غر غر می‌کرد. تازه می‌خواست دندان در بیاورد. چرا اینقدر خاک؟ مگر چقدر وقت اینجا بسته بود؟ چقدر گذشته بود؟ هاشم از گرد و خاک بیزار بود. همیشه یک دستمال

دستش بود و همه جا را تمیز می‌کرد. گاهی فکر می‌کرد مغازه را بیشتر از خانه دوست دارد. یا کیک هایش را بیشتر از او. راضیه با عجله آمده بود. چهره‌ اش درهم بود. سر گذاشته بود کنار گوشش: مریض شدم. دارم از دل درد میمیرم. امشب هم شب عیده شلوغه. به جای راضیه نشسته بود کنار دخل…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
محسن یه عوضیه که مادرش برای جلوگیری از آبروریزی های محسن، براش زن یه شهید به اسم پروانه رو میگیره که پسر کوچیک به اسم یاسین داره... مدتی بعد محسن با ایران که دختر کوچیکی به اسم حورا داره آشنا میشه و ادعای عاشقی می‌کنه. سادات با کمال غرور و به اسم ثواب پروانه رو راضی می‌کنه.. پروانه از محسن دو بچه به اسم زینب و یاسر داره.. محسن با ایران ازدواج می‌کنه.. محسن کارهایی می‌کرده که پروانه می‌بینه ولی سکوت می‌کنه.. یه بار که محسن مشغول کثافط کاریش بوده، ایران میبینه و محسن رو‌ میکشه سادات با اینکه گناه پسرش رو می‌دونسته ولی انکار می‌کنه و ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    از هیچ تا بی نهایت
  • ژانر
    اجتماعی
  • نویسنده
    منیر کاظمی
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    1779
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 4,438 بازدید
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.