رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود رمان هوس و آبرو از لیانا دیاکو رمان رایگان

رمان هوس و آبرو از لیانا دیاکو لینک مستقیم

دانلود رمان هوس و آبرو از لیانا دیاکو کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه، مافیایی

تعداد صفحات : 619

خلاصه رمان:

وقتی پا به کلاب ماکسیم گذاشتم نمی‌دونستم کارش چیه. نمی‌دونستم چه شخصیتی داره. فقط می‌خواستم بابت لطفی که سال ها پیش بهم کرده بود ازش تشکر کنم. اون هم نمی‌دونست من کی هستم. من رو با کسی که منتظرش بود اشتباه گرفت. با اولین نگاه میخکوب کننده‌اش، من تنها قولی که سال‌ها به خودم داده بودم رو فراموش کردم. تسلیم او شدم اما مردی که فکر می‌کردم ناجی منه، مردی که برای من تداعی کننده نور بود خود ظلمت و تعریف مطلق شر بود. گناهکاری که تا اعماق جهنم سقوط کرده بود و امیدی به برگشتش نبود…

قسمتی از داستان هوس و آبرو:

وقتی به دفترم می‌رسم در رو با چنان شتابی باز می‌کنم که با صدای بلندی به دیوار می‌خوره. دو تا عوضی کنار هم روی دو تا صندلی دسته دار نشستند، دستاشون از پشت به صندلی بسته شده و ۴ نفر از درشت ترین بادیگاردهای من بالای سرشون هستند. به قیافه‌ی نکبتشون نگاهی می‌اندازم. آثار

درگیری با مردای من روی صورتشون معلومه موهاشون به هم ریخته و کنار لب هر دو پاره است به غیر از اینا و یقه ای از بالا جر خورده خسارت دیگه ای ندیدند. هر دو کم سن و سال هستند. فکر نمیکنم بیشتر از ۲۲ یا ۲۳ باشن. ساعت دستشون نشون میده از خانواده های ثروتمندند‌. اگر هم ساعت رو

نادیده بگیریم غرور تو چشماشون طبقه اجتماعیشون رو لو میده یکی با دیدن من از کوره در میره: تو مدیر این خراب شده ای؟ درسته صد در صد یه بچه لوس پولدار اون یکی اما با اینکه عصبانیه آرامش خودش رو حفظ می‌کنه و مودبانه تر میگه: اصلا میدونی ما کی هستیم؟ می‌دونی تبعات رفتاری

که با ما داری چی می‌تونه باشه؟ خب جالبه اینا می‌بایست به یه سیاستمدار وصل باشند به چرمی بزرگ تکیه می‌زنم یکی از افرادم دو تا کارت شناسایی بهم میده با دیدن اسم هاشون نیشم تا بناگوش باز میشه روبرتو روزا و ماریو آلبرگینی کارت ها رو بی هدف پرتاب می‌کنم روی میز و دستام رو قفل می‌کنم …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
وقتی پا به کلاب ماکسیم گذاشتم نمی‌دونستم کارش چیه. نمی‌دونستم چه شخصیتی داره. فقط می‌خواستم بابت لطفی که سال ها پیش بهم کرده بود ازش تشکر کنم. اون هم نمی‌دونست من کی هستم. من رو با کسی که منتظرش بود اشتباه گرفت. با اولین نگاه میخکوب کننده‌اش، من تنها قولی که سال‌ها به خودم داده بودم رو فراموش کردم. تسلیم او شدم اما مردی که فکر می‌کردم ناجی منه، مردی که برای من تداعی کننده نور بود خود ظلمت و تعریف مطلق شر بود. گناهکاری که تا اعماق جهنم سقوط کرده بود و امیدی به برگشتش نبود...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    هوس و آبرو
  • ژانر
    عاشقانه، مافیایی
  • نویسنده
    لیانا دیاکو
  • ویراستار
    رماندونی
  • صفحات
    619
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 17,465 بازدید
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.