دانلود رمان سالوادور از مارال.میم کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی
تعداد صفحات : ۹۱۱
خلاصه رمان:
خسته از تداوم مرور از دست داده هایم، در تلاطم وهم انگیز روزگار، در بازی های عجیب زندگی و مابین اتفاقاتی که بر سرم آوار شدند، میجنگم! در برابر روزگاری که مهره هایش را بی رحمانه علیه ام چید… از سختی هایش جوانه میزنم و از عشق قدرت! سالوادور داستان دختریست که به فاصلهی یک روز از میان یک زندگی مرفه به یک زندگی معمولی سقوط میکند… و در بین تقلاهایش سالوادوری پیدا میشود که…
قسمتی از داستان سالوادور :
کلافه تو جام غلتی زدم. از بیکاری داشتم میمردم! شروع کردم به زیر لب غرغر کردن: خبر مرگت میمردی اون روز آن قدر شورش رو در نیاری؟ آوید کماندو شده برا من اه! به پهلو پیچیدم و به ساعت نگاه کردم؛ چهار عصر از جام بلند شدم و روی تخت نشستم؛ به اتاق خالی که تنها دیزاینش همین تخت
و کمد و میز کنار تخت بود نگاه کردم چشمم به لپ تاپم افتاد که گوشهی اتاق بود خیز برداشتم سمتش و با پرخاش بازش کردم داشتم حرصم رو سرش خالی میکردم بی هدف موس رو روی برنامههای مختلف تکان میدادم عکسها رو که تو این چند روز هزار بار مرور کرده بودم آهنگها هم همینطور…
چشمم به اینیستا گرامم افتاد که گوشهی صفحه خودنمایی میکرد کلافه نفسم را بیرون فوت کردم؛ خیلی وقت بود که اکانت هام رو دی اکتیو کرده بودم یه حس خجالت عجیبی داشتم؛ انگار اگه صفحهم دی اکتیو میشد هیچکسی نمیفهمید که چی به سرم اومده… اما الان خیلی دلم میخواست که
اکتیوش کنم تا ببینم هر کسی داره چیکار می کنه… در یک تصمیم آنی برنامه رو باز کردم و آیدی و پسوردم رو زدم نفس عمیقی کشیدم و دکمه اینتر رو فشار دادم چند لحظهای طول کشید که پیج بالا بیاد به طوری عجیبی استرس داشتم؛ نمیدونستم چیکار کنم حس بچهای رو داشتم که به دور از …