دانلود رمان گدایی از تاکی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی، کلکلی، هیجانی، همخونه ای
تعداد صفحات : ۱۲۷۵
خلاصه رمان:
کاترینا مورنو ساکن ایتالیا که از قضا یک رگ ایرانی هم داره… روانشناسی خونده و به خاطر نجات یک دختر از خودکشی بدجوری سر و صدا راه انداخته، با مردی به نام ژاویر جاوید آشنا میشه تا درمانش کنه، ژاویری که سالمه اما از نظر بقیه نه…یه مرد که زندگی خوبی داره اما چون کینه ای هست فکر میکنن دیوونست… و اینجوری سرنوشت دست به دست هم میده تا خانوم روانشناس هم درگیر کینهی ژاویر جاوید شه! کینه ای که از خود روانشناسا سرچشمه میگیره …
قسمتی از داستان گدایی :
با اومدن ژاویر صدای گوشیمم همزمان بلند شد. با دیدن گوشیم تو دست ژاویر ابروهام پرید بالا نگاش کردم. با قیافه ای گیج گوشیو سمتم گرفت. -یکی داره بهت زنگ میزنه. گوشی و سریع ازش گرفتم و به شماره نگاه کردم… وقتی اسم پیرمرد مرموزو رو اسکرین گوشی دیدم حس کردم روح
از تنم جدا شد. آب دهنمو قورت دادم و آروم وصل کردم و فقط دعا دعا میکردم ژاویر به شمارهی روگوشی دقت نکرده باشه یا اینکه حداقل شمارهی باباشو حفظ نبوده باشه. -الو دختر؟ سکوت کردم… ژاویر بدجوری خیرهم بود… چرا این جوری نگام میکرد!! -امم باباجون میشه بعداً بهم زنگ بزنی؟
نه نه اصلا خودم بعداً بهت زنگ میزنم عزیزم. -الکی بین حرفام مکث کردم که فکر کنه دارم به حرفای پدربزرگ خیالیم گوش میدم. -باشه می بوسمت خدافظ سلاممو برسون. سریع گوشیو قطع کردم… قطع کردنم با بلند شدن صدای ژاویر هم زمان شد. -کی بود؟ لبخند شل و ولی زدم: بابابزرگم. -اها اخه
اسمش پیر مرد مرموز بود تعجب کردم. چشمام درشت شد. خنديد. -چیه چرا اینطوری نگاه میکنی؟ فارسی بلدم. دیگه آبی تو گلوم نبود که فورتش بدم… لبمو با زبونم تر کردم. -از کجا فارسی یاد داری؟ -خب مادرم ایتالیایی بود و پدرم ایرانی پدرم رو زبون فارسی تاکید زیادی داشت در حدی که …