دانلود رمان خودکشی عاشقانه از hurieh کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۳۳۶
خلاصه رمان:
حسنا دختریه که از اول زندگی توی ناز و نعمت بوده اما دنیاس دیگه چرخ زمونه میچرخه و حسنا زندگیش از عرش به فرش میرسه و کلا مجبور میشه رو پای خودش بایسته. تو همهی سال های زندگیش کم نمیاره اما با یه کار باباش صبرش تموم میشه و دست به خودکشی میزنه اما تازه ماجرا شروع میشه…
قسمتی از داستان خودکشی عاشقانه :
توی پیاده رو راه میرفتم و صدای خرد شدن برگ های زرد و نارنجی زیر پام رو در میآوردم. نمیدونستم کجا دارم میرم ولی میرفتم، به خودم اومدم دیدم نزدیک یه رستورانم با دیدن رستوران گرسنم شد رفتم داخل و چیزبرگری خوردم وقتی شامم تموم شد به بیرون خیره شدم. دختری هم سن و
سال خودم دست در دست نامزد یا شایدم دوست پسرش با خنده از جلوم رد شدن یا زن و مرد جوانی همراه پسر بچه شون وارد رستوران شدن یا ماشینایی که با سرعت رد می شدن. واقعا پشت این چهره ها چه خبره؟ کیا واقعا شادن؟ کیا خودشونو زدن به شادی؟ کیا غمگینن؟ کیا جلوی زندگی
کم آوردن؟ چند درصد آدما از زندگیشون راضی ان؟ نفس عمیقی کشیدم و از جام بلند شدم جواب جالب و قانع کننده ای برای سوالای ذهنیم نداشتم. از رستوران زدم بیرون هوا سرد شده بود و برای گرم کردن خودم بند کیفم رو انداختم روی دوشم و دستام رو بغل کردم و تند تند قدم بر میداشتم
ولی تمام ذهنم درگیر بود من جزو کدوم آدم ها بودم؟ جواب این سوالو میدونستم من از اون آدماییم که نقاب سرخوشی به صورتشون زدن ولی از درون داغونن شاید تو خلوت هام زیاد گریه کنم اما جلوی بقیه نه ولی سریع حسنای ورپریدهی درونم گفت: غلط کردی عمهی من بود که جلوی این فرزاد …