دانلود رمان اقیانوس خورشید از هستی قنبری کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، طنز، اجتماعی
تعداد صفحات : 425
خلاصه رمان :
دختری تنها و آسیب دیده پس از سال ها به خانه خانوادهی پدری اش میرود و به واسطه این نقل مکان، او وارد زندگی مرموز یک نوازنده می شود. همه چیز به ظاهر خوب و آرام است تا زمانی که قیم قانونی اوبه ایران بازمیگردد و اسرار مگو فاش میشوند و زندگی ها در هم گره میخورد …
قسمتی از داستان اقیانوس خورشید:
مهمانی خسته کننده ای بود اما برای من که سالی یک روز هم مهمانی به چشم نمیدیدم حکم یک ضیافت شاهانه را داشت. بعداز رفتن مهمانها به اتاقم برگشتم میدانستم برای خانواده عمو دردسری بوده و همگی احتیاج به استراحت دارند. من تا عصر خوابیده بودم و خوابم نمیآمد، برای رفع بیکاری به
سراغ چمدانم رفتم و لباسهایم را دسته بندی کردم و در کمد گذاشتم، مدارک و شناسنامه ام را در کیف جا دادم و بعد از زیر و رو کردن چمدان کارت بانکی ام را هم پیدا کردم و بعد به قاب عکس کهنه ته چمدان خیره شدم این عکس تنها چیزی بود که باعث میشد چهره پدر و مادرم را فراموش نکنم. زن و
مرد سی و چند ساله ای که با در آغوش داشتن دو فرزندشان به دوربین لبخند میزدند . مادرم با موهای پر پشت و صاف خرمایی رنگ چشمان درشت و کشیدهی رنگ عسل و لب های کوچک و بامزه و پدرم با موهای فرفری و چشم های آبی دریایی، دقیقا مثل کامدین. برادر کوچک ترم ” نیما ” در عکس
مشغول پستانک خوردن بود. کوچولوی بامزه ای که چشمان درشت سبز آبی اش اولین چیزی بود که در صورت کوچکش خودنمایی میکرد و خودم! وقتی این عکس را گرفتیم ۶ ساله بودم، پدرم دست هایش را دور من حلقه کرده بود، انگار می خواست جلوی فرار کردنم از دوربین را بگیرد. موهای فرفری ام …