رمان دردانگ از اسماء کرمی پور با لینک مستقیم
دانلود رمان دردانگ از اسماء کرمی پور کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۸۶۶
خلاصه رمان:
ماهِل دختری اهل سیستان و بلوچستان (که توسط یه گاندو یکی از دستاش رو از مچ از دست داده) توی خانواده ای به دنیا اومده و بزرگ شده که چند همسری برای مردان مشکلی نیست… ماهل با نریمان (مردی که همسرش رو طلاق داده و یه دختر داره) یک مجموعه حیوانات رو توی شهر خودش بنا کرده و اداره میکنه… به تازگی دکتری به اسم بالاچ ریگی به منطقه اومده که به بهونه ترمیم دست مصنوعی ماهل، قصد نزدیکی به او روداره… از طرفی دیگه جدگال پسر فعال و باهوشیه که برای بهتر شدن مجموعه، به تازگی استخدام شده و…
قسمتی از داستان دردانگ :
این سومین روزی ست که کنج خانه نشسته ام. مادر هر بار از مقابلم رد میشود نوچ میکشد و سر تکان میدهد. روز اول که جگرم را خون کرد. آنقدر گفت و گفت و گفت تا خودش خسته شد. همیشه با پرورش گاندو مخالف بود و حالا با شرایط پیش آمده روزی نیست که این واژه ها را نشنوم.
«دیدی گفتم»، «مگه نگفتم»، «چقدر بهت گفتم»، «صد بار گفتم» و… گوشم از حرف هایش پر شده و شبیه آهنگ پس زمینه فقط آوایی نامفهوم میشنوم میدانم که سرزنشهایش از محبت و نگرانی ست اما بدتر خرابم میکند. این روزها برای دستشویی رفتن هم محتاج کمک مادرهستم. هردویمان
بغض میکنیم من از خجالت چشمانم را میبندم تا صورتش را نبینم. او هم در و دیوار را نگاه میکند. این را از خیس شدن لباس هایم میفهمم. نمیداند آب را کجا میریزد! من شده ام سکوت و او صدا لبریز از غم است و غمش را با پرحرفی بروز میدهد. مادر همیشه ساکتم، عجب سخنرانی
بوده است و نمیدانستم. پدر هم که… هر روز میآید و به من سر میزند. هر روز هم دست پر یا جگر خریده یا گوشت و یا آبمیوه آناناس میخرد و هر چیزی که یا خون ساز باشد یا مناسب برای ترمیم زخم برعکس مادر او هیچ نمیگوید فقط زیرلب استغفار میکند و لااله الا الله میگوید. چشمانش که …