دانلود رمان کیلومتر صفر از شیوا بادی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۵۳۸
خلاصه رمان:
علی، مردی مذهبی و سر به زیره که برای گرفتن حق برادرش دختر دشمنشون رو میدزده ، دختری که تازه از آلمان برگشته و در قید و بندهیچی نیست و حسابی دل از پسرمونن میبره!
قسمتی از داستان کیلومتر صفر :
علی کمی سرش را عقب کشید و نگاهی کلی به سرتا پای همتا انداخت. با این سر و شکل میخوای بری مهمونی؟ همتا ابرو هایش را بالا برد و با بدجنسی پاسخ داد: مگه چشه؟ علی با خشم کمی عقب رفت لب روی هم فشرد: چشم نیست، گوشه! -چته تو؟ علی بی توجه به درد کتفش، ایستاد و بازوهای
همتا که حالا ایستاده بود را گرفت و تکانش داد: نمیدونی؟ نمیدونی دردم چیه؟! همتا هم با اخم سرش را بالا گرفت و محکم جواب علی را داد: دردت به خودت مربوطه، من بهت هیچ قولی ندادم.. تنها قولی که به تو دادم، این بود که مدارک بی گناهی برادرتو بدم دستت، پای حرفمم هستم! -به چه
قیمتی؟ به قیمت عرضه کردن خودت! همتا بدون تلف کردن ثانیهای، دستش بالا رفت و سیلی محکمی به صورت علی زد. -وقتی هنوز منو خوب نشناختی، غلط میکنی ادعای عاشقی میکنی! علی با بهت نگاهش می کند و سپس با مظلومیت نگاهش را به زمین میدوزد… شايد من یه دختر بد و خراب
باشم، شاید عروسک هزار رنگ باشم. شاید خیلی چیزها باشم و خیلی چیزها نباشم که تو قاموس امثال تو نیست… بدون شناخت دلتو دادی به من؟ علی همانطور سر به زیرو به آرامی جواب داد دلمو باختم، امانت که ندادم قبلش برم تحقیق کنم! لبخند کمرنگی از حاضر جوابی علی، روی لب همتا نشست …