کتاب رمان همسر فراموش شده یونانی اثر Elizabeth Lennox لینک مستقیم دانلود فایل PDF – ویرایش جدید + سازگار با همه گوشی ها
شش سال از یک ازدواج قرار دادی و بدون رابطه گذشته بود و هنوز چیزی بینشان نبود. در تمام این سالها تلاشش را کرده بود که برای همسرش زن کاملی باشد اما دیمن خواستار یک زندگی عاشقانه با او نبود. حالا که ساشا قصد جدایی داشت چشمان دیمن برای اولین بار او و زیباییهایش را میدید …
تکه ای از داستان همسر فراموش شده یونانی
-حدس میزنم ما باید اول راجع به به موضوع دیگهای بحث کنیم. دیمن به آن طرف میز نگاه کرد و به او خیره شد و متوجه شد که او در واقع از دستورش سرپیچی کرد. -چه موضوعی؟ تو الان از من سرپیچی کردی؟ ساشا دوباره خندید و سرش را تکان داد: دیمن هیچ میدونی که بعضی وقتا یه مرد زورگو میشی؟ یک ابروی سیاه دیمن بالا رفت و پرسید: فقط گاهی؟ او واقعاً آزار ندید ولی ساشا اینگونه برداشت کرد و با خنده آهنگینش به او پاداش داد. چنگالش را با دقت در کنار بشقابش گذاشت. -من میخوام ازت بخاطر اینکه شش سال پیش با من ازدواج کردی تشکر کنم. اگر بخاطر تو نبود مادرم به صورت وحشتناک و دردناکی میمرد با
ازدواج ما اون تونست در آرامش بمیره. دیمن از شنیدن این خبر شوکه شد. او تکرار کرد: مادرت؟ چه بلایی سر مادرش آمده بود؟ ساشا آه کشید: بله، لطفاً درک کن که من واقعاً ازت ممنونم، پدربزرگم یه آدم وحشتناک بود. خب البته تو قبلاً راجع به این مساله میدونستی اما در آخر اون بدون هیچ وحشتی از مراقبتهای پزشکی محدودی که به فقرا میدادن تموم کرد. سر دیمن گیج میرفت. مادرش فقیر بود؟ چرا مادرش در تجمل زندگی نمیکرد؟ و چرا او الان این را فهمیده بود؟ او در حالی که یه طره موی فرش را پشت گوشش میگذاشت ادامه داد: خب به هر حال، در حالی که به بشقاب شام دست نخوردهاش نگاه میکرد گفت:
الان اون چندین ساله که مرده و قطعاً توام زندگی خودت رو ادامه دادی من دوست دارم زندگی خودمو ادامه بدم. ساشا به او نگاه کرد سعی داشت واکنش دیمن را با حرفهایش ارزیابی کند. دیمن پرسید: منظورت چیه؟ من به زندگی خودم رسیدم؟ مادرت کی فوت کرد؟ چنگالش درون بشقابش افتاد چون او به جواب بیشتر از غذا نیاز داشت. ساشا در حالی که سعی میکرد با غمی که هربار درباره مادرش و عشق بیکرانش فکر میکرد به او دست میداد، مبارزه کند توضیح داد: مادرم سه سال پیش بخاطر سرطان مرد. مادرش بهترین کاری را که میتوانست در شرایط دشوار انجام دهد، انجام داده بود و ساشا همیشه خاطرات آن زن مهربان را دوست میداشت …
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.