دانلود رمان مرگ مسکوت از فائزه گرمرودی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، طنز
تعداد صفحات : ۱۹۴۶
خلاصه رمان:
پسری به نام حسام که به علت مشکلاتی در گذشته، سه سال در خانه به دور از خانواده زندگی میکنه. حسام که استاد دانشگاه و صاحب نمایشگاه ماشین هست، هر روز رو با انجام کارهای روزمره میگذرونه تا این که با پیش اومدن جریانی مجبور میشه دوباره به خانواده اش سربزنه که توی همین ماجرا با دختری به نام آرزو که دانشجوی خودش هم هـست اشنا میشه و اتفاقات هیجان انگیزی بینشون رخ میده که باعث تغییر رویه زندگی حسام میشه …
قسمتی از داستان مرگ مسکوت :
در با صدای بدی باز میشه جوری که یکبار به دراور پشت سرش برخورد میکنه و دوباره به جای اولش برمیگرده. -سقف و سوراخ کردی پسر… نمیخوای بلند شی تو؟! بی هیچ تکونی همونجور روی تخت طاق باز میمونم وقتی میبینه قصد ندارم تکونی به خودم بدم با همون رکابی و شلوارکی که پوشیده
بی هوا کنارم میاد. با عشوه زنونه میگه: عزیزم پاشو بریم بیرون دیگه… حوصله ام سر رفته. من که هنوز توی شوک کارش هستم و چشمام از درد جمع کردم… باز میکنم، همین جور که در حال کنترل کردن اعصابم هستم میگم: پاشو از اینجا… حال و حوصله ندارم، پنداررر. بی توجه به صدای
عصبیم دستش روی لباسم میکشه و میگه: خودم به حالت میارم، قربونت برم. تا میخوام دستمو بالا بیارم… سریع از روی تخت میپره پایین و میگه: به قرآن دست روم بلند کنی مهرمو میزارم اجرا… نخیر باید یه بار واسه همیشه به این دلقک بازیاش پایان میدادم به خاطر همین غافل گیرانه به
سمتش هجوم میبرم که پا به فرار میزاره و هر از گاهی هم پا به مثل دیوونه ها به پشت سرش نگاه میکنه و با دیدن من جیغ های بنفش و اغراق آمیزی میکشه. بعد از کلی دنبال بازی کردن بالاخره توی اتاق گیرش میندازم برای جلوگیری از فرارش در اتاق از پشت سر میبندم و کلیدشو برمیدارم که …