رمان دونی
دانلود رمان جدید رایگان
رمان دونی
دانلود کتاب خدمتکار از کاترین استاکت رایگان

کتاب خدمتکار از کاترین استاکت لینک مستقیم

دانلود کتاب خدمتکار از کاترین استاکت کامل رایگان

ژانر کتاب : خارجی

تعداد صفحات : 595

خلاصه کتاب:

می مابلی در سپیده‌دم یکشنبه‌ای از ماه آگوست سال ۱۹۶۰ به دنیا آمده بود. ما به این‌طور بچه‌ها، فرزند کلیسا می‌گفتیم. کار من مراقبت از بچه‌های سفیدپوست‌ها بود، در ضمن آشپزی و رفت‌وروب را هم انجام می‌دادم. طی سال‌های گذشته هفده بچه را بزرگ کرده بودم. خوب می‌دانستم که چطور کودکان را بخوابانم، گریه‌هایشان را ساکت کنم و یا پیش از بیدار شدن مادرانشان آنان را روی لگن بنشانم. با همه این‌ها، هرگز بچه‌ای مانند می‌مابلی لی فالت ندیده بودم. نخستین روز که پا به خانه آنان گذاشتم، چشمم به او افتاد. از دل‌درد سرخ شده بود و داد می‌کشید. شیشه شیرش را درست مانند یک ترب گندیده پس می‌زد. خانم لی فالت حیران و سرگردان به بچه خودش خیره شده بود و ناله می‌کرد. «آخه چرا این‌طوری شده؟ چرا نمی‌تونم اینو ساکت کنم؟»

قسمتی از کتاب خدمتکار :

همه سر جای خود نشستیم؛ هیلی الیزابت و لوآن تمپلتون که جای خانم والتر را گرفته بود لوآن همیشه لبخندی مشتاقانه به لب داشت. گاهی دلم میخواست که یک سوزن در بدنش فرو کنم حتی وقتی نگاهش نمیکردیم او با آن لبخند احمقانه به آدم زل میزد در ضمن او با تک تک گفته ها و حرفهای هیلی موافق بود.
هیلی مجله زندگی را بالا گرفت و به پراکندگی خانه ها در کالیفرنیا اشاره کرد و گفت آخه این چیه؟ اینها خونه ست یا لونه؟ انگار که حیوونهای وحشی اون تو زندگی میکنن. لوآن با لبخند احمقانه ای :گفت وای چقدر وحشتناکه.»
آن تصویر نوعی موکت که از دیوار به دیوار کشیده شده بود مبلهای مدرن با پایههای کوتاه صندلیهای تخم مرغی شکل و تلویزیونی که به شکل بشقاب پرنده بود را نشان میداد. در سالن سرگرمی هیلی تابلوی بزرگی از یک ژنرال قوای جنوب به دیوار آویخته شده بود میدانستم که او نسبت دوری با هیلی داشت ولی آن را طوری آویزان کرده بود که گویی پدربزرگش بود. الیزابت گفت آره خونه ترودی درست همون شکلیه آن قدر ذهنم مشغول مصاحبه با ایبی لین بود که سفر هفته گذشته الیزابت به منزل خواهرش را فراموش کرده بودم خواهر ،بزرگش ترودی با یک مدیر بانک ازدواج کرده بود و هر دو به هالیوود نقل مکان کرده بودند الیزابت هم چهار روز به هالیود رفته بود تا از خانه جدید خواهرش دیدن کند. هیلی :گفت وای این دیگه کمال بدسلیقگیه البته ببخشید الیزابت به خونوادهت توهین نشه. لوآن پرسید: هالیوود چطوری بود؟
وای خونه ترودی مثل یه رویا بود. تو هر اتاقی به تلویزیون بود از همون اسباب و اثاثیه عجیب و غریبی که دیدین و حتی از اونها هم باور نکردنی تر تو خونه ش بود ما رفتیم به به رستوران خیلی شیک که همه هنرپیشههای سینما میآن اونجا اونجا مارتینی خوردیم دیشب خود ماکس فاکتور اومد کنار میز ما و طوری با ترودی حرف زد که انگار دوستهای قدیمی بودن انگار که تو مغازه خواربارفروشی همدیگه رو میدیدن.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
می مابلی در سپیده‌دم یکشنبه‌ای از ماه آگوست سال ۱۹۶۰ به دنیا آمده بود. ما به این‌طور بچه‌ها، فرزند کلیسا می‌گفتیم. کار من مراقبت از بچه‌های سفیدپوست‌ها بود، در ضمن آشپزی و رفت‌وروب را هم انجام می‌دادم. طی سال‌های گذشته هفده بچه را بزرگ کرده بودم. خوب می‌دانستم که چطور کودکان را بخوابانم، گریه‌هایشان را ساکت کنم و یا پیش از بیدار شدن مادرانشان آنان را روی لگن بنشانم. با همه این‌ها، هرگز بچه‌ای مانند می‌مابلی لی فالت ندیده بودم. نخستین روز که پا به خانه آنان گذاشتم، چشمم به او افتاد. از دل‌درد سرخ شده بود و داد می‌کشید. شیشه شیرش را درست مانند یک ترب گندیده پس می‌زد. خانم لی فالت حیران و سرگردان به بچه خودش خیره شده بود و ناله می‌کرد. «آخه چرا این‌طوری شده؟ چرا نمی‌تونم اینو ساکت کنم؟»
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    خدمتکار
  • ژانر
    خارجی
  • نویسنده
    کاترین استاکت
  • صفحات
    595
  • منبع تایپ
    رماندونی
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 2,257 بازدید
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

آرشیو نویسندگان
تبلیغات متنی
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان دونی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.