دانلود رمان سایه پرستو از هینا محرر کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، معمایی، اکشن
تعداد صفحات : 5058
خلاصه رمان :
آرنگ راستگو مردی ۳۳ ساله استاد آمار و کارمند اداره بورس کسی که تو ازدواج اولش خیانت میبینه و جدا میشه تاثیرات این زندگی شوم از او مردی شکاک، مغرور، تندخو، منظم، جدی و وسواسی ساخته آرنگ به طور کل عشق و زنها، حتی نیازو توی خودش کشته. دست سرنوشت اونو با پناه دختری هنرمند، شیطون و پرانرژی آشنا میکنه …
قسمتی از داستان سایه پرستو:
برگه های تحویل ماشین و امضا کردم سوئیچ و گرفتم و زدم بیرون سوار ماشین شدم و ماشین و روشن کردم. به راستین زنگ زدم ازم قول گرفته بود اولین نفری که توی ماشین می شینه خودش باشه… هر چند یکم نگران این موضوع بودم که بعد از برخورد دو روز پیشم با پناه دیگه محمد و پگاه اجازه
ندن با راستین بیرون برم… درسته احتمال این موضوع خیلی کم بود ولی خب باز نمیشد در نظر نگرفتش و وقتی تا بوق آخر کسی گوشی و جواب نداد این استرسی که به جونم رخنه کرده بود بیشتر شد… پگاه هر اتفاق بیوفته گوشی منو جواب میده! اینو خوب میدونست دوری از راستین برام
خیلی سخت بود. زیر لب گفتم: لعنت بهت پناه لعنت! تماس و دوباره تکرار کردم و باز به بوق های پایانی نزدیک شد، داشتم تصمیم میگرفتم که قطع کنم و به محمد زنگ بزنم که صدای پگاه توی گوشم پیچید: سل…ام… داداش… آرن…گ جانم؟ مغزم سوت کشید این پگاه بود؟ صداش چرا انقدر گرفته؟
چیشده که انقدر بریده بریده حرف میزنه؟ با نگرانی گفتم: سلام پگاه خوبی؟؟؟ صدای گرفته پگاه باز به گوشم رسید و منو به این باور رسوند که اصلا حالش خوب نیست. پگاه: نه ت..ب… کردم! فوری گفتم: باشه نمیخواد حرف بزنی به خودت فشار نیار من الان میام اونجا.. خونه ای دیگه؟ پگاه: آره…