دانلود رمان مرد پشت نقاب از ساحل و پرستو کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، صحنه دار، معمایی
تعداد صفحات : 720
خلاصه رمان:
داستان کلارا دختری که وارد عمارت مردی میشه که سال هاست هیچ دختری رو لمس نکرده! کلارا دختری که تنها خدمه زن در عمارت لرد شد و هست کم کم متوجه توجه متفاوت لرد به خودش میشه… مردی که اعتراف میکنه سالهاست دختری رو لمس نکرده.. مردی پشت یک نقاب سیاه عجیب …
قسمتی از داستان مرد پشت نقاب:
تا جایی که میشد خودمو مخفی کردم دامنم رو جمع کردم و سرم رو به زانوهام چسبوندم زیر لب زمزمه کردم خدایا اگر اینبار هم نجاتم بدی، قول میدم دیگه سر هیچ کسی این بلا رو نیارم هنوز حرفم تموم نشده بود که صدای داد بابا تو انبار پیچید کلارا! میدونم اینجایی دوباره داد زد من دوست ندارم
به عنوان زن یه مرد بدون هیچ حس و علاقه ای برم خونه اش تا تمام کارهایی که اینجا میکردم رو به علاوه خدمت به شوهر و بچه داری انجام بدم خدای من نه. من ترجیح میدم تا ابد خونه پدرم بمونم هنوز این فکر از سرم نگذشته بود که بابا گفت یه تصمیم جدید برات گرفتم. حالا که انقدر خوب از
پس هر مردی که میخواد بهت نزدیک بشه بر میای… میخوام بفرستمت عمارت لرد شدو… شنیدم اونجا یه ندیمه میخوان! هنوز نمیخواستم جای خودمو لو بدم اما با هین من بابا چرخید سمت من و با دو گام بزرگ رسید بالا سرم. خودم رو نباختم و گفتم بابا عصبانی دستم رو گرفت چرا هر کسی
میخواد با تو آشنا شه، تو با یه لگد کل مردونگیش رو باید نابود کنی بابا منو سمت در کشید. _من میخوام مثل دیوید تو مزرعه بمونم! من دارم اینجا کار میکنم نون خور اضافی نیستم که. -من نمیخوام بیرونت کنم. من میخوام بفرستمت سر زندگیت! بابا دستم رو گرفت و دوباره کشید. مقاومت کردم…