دانلود رمان رحیل از ن فردین فر کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : 2508
خلاصه رمان :
رحیل داستانی با الهام از واقعیت، قصهی راحیل و قصه علاء، قصهی درد های پنهان و رازهای مگو، قصه ای شاید از دل زندگی خودمان …
قسمتی از داستان رمان رحیل:
ترافیک آن وقت صبح دیوانه کننده بود. دلم خوش بود از شلوغی همت جسته ام که به این گرهی کور آن هم درست یک چهار راه مانده به بیمارستان برخورده بودم. دقایق طولانی بود که ماشین در جا روشن بود ولی به اندازهی میلی متری پیش نرفته بود. صدای بوق های ممتد و همهمهی اطراف به
اعصابم خنج میکشید. برای بار چندم به ساعت داخل ماشین نگاه کردم. هشت و چهل و سه دقیقه. با درماندگی دست به پیشانی گرفته زیر لب غرولند کردم خدا لعنتت کنه شاهرخ، امروز چه بهونه ای باید جور کنم؟ سپس حرصی کف دستم را روی فرمان کوبیده صدا بلند کردم. لعنتی…لعنتی… به عادت
وقت هایی که دلشوره داشتم سریع به جویدن گوشهی لبم کردم که با حس سوزش ناگهانی اش بلافاصله یاد آن زخم نفرت انگیز افتادم. همین باعث شد به سرعت جا به جا شده دست به آینه ی ماشین بگریم و همزمان با چرخاندنش به سمت صورتم تنه بالا بکشم. با دیدن لب هایم که رنگ سرخ
دور تا دورشان مالیده شده بود آه از نهادم بلند شد. آنقدر در طول مسیر لب به دندان گرفته جویده بودمش که عملا چیزی از رژ لبم باقی نمانده بود. هول زده با سر انگشت مشغول پاک کردن حومه لب هایم شده غرغر کردم: اومدم ابروشو درست کنم زدم چشمشو کور کردم، نگاهم برای لحظه ای از آینه جدا شد …