دانلود رمان من خیابانی نیستم از مارال.ع.ز کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۹۰۸
خلاصه رمان:
دخترى كه تاوان خيانت خواهرش را پس مىدهد و از خانواده اش طرد مىشود و به خيابان پناه مىآورد كه در اين حين اتفاقاتى رخ مىدهد و برالين… داستانى بر اساس واقعيت…
قسمتی از داستان من خیابانی نیستم:
کف دستم عرق کرده بود و ریتم نفس هام تند شد. حسی از دلهره و ترس و محبت داشتم. دست هام از حصار دستش آزاد شد. خودشو کنار کشید و روی تخت نشست. سیگار دیگه ای روشن کرد و یک عمیقی بهش زده دودش رو با مهارت داد بیرون، به دود های خاکستری سیگار خیره شدم و خاطراتی
که باز به یاد آورده شدن. _مامان این کیه؟ چرا رنگت پریده؟ با صدای شکسته شدن شیشه ای برگشتم سمت بابا، موبایل مامانم رو پرت کرد توی بوفهی ظرف ها و شیشه و ظرف های توشی شکست. رگ کردنش منقبض شده بود و صورتش قرمز و چشم هاش برافروخته. یورش برد سمت مادرم. مادرم
از ترس جیغ زد و دوید سمت اتاق خواب، سعی کرد در رو قفل کنه اما موفق نشد و سیلی محکمی که از پدرم خورد و افتاد روی زمین، دستش سمت کمربند شلوارش رفت و عربده زد: بیشعور از سنت خجالت نمیکشی؟ کمربند رو بالا برد روی بدن مادرم فرود آورد. دویدم سمتش و سعی کردم کمربند رو
ازش بگیرم که هولم دادو سرم به دیوار برخورد. مادرم جلوی چشم هام جیغ میزد و کتک میخورد. سرگیجه داشتم اما بلند شدم و جلوی پدرم ایستادم سعی داشتم کمربند رو ازش بگیرم که با کمربند روی شونه ام رفت و هولم داد. ضربه های متوالیش روی تن نحیفم فرود میآمد و عربده میزد …