دانلود رمان قاتل ضدگلوله (جلد دوم) از مترجم بهار کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، مافیایی، هیجانی، رازآلود
تعداد صفحات : ۱۵۰۳
خلاصه رمان:
این داستانی دربارهی فداکاریه.. دربارهی مرگ.. عشق.. آزادی. این داستانی دربارهی یه حس همیشگیه. هیون آنتونلی و کارماین دمارکو در دو موقعیت کاملا متفاوت بزرگ شدهاند. هیون یه برده نسل دوم که تو خونهای وسط صحرا محبوس شده روزهاش پر از کارهای سخت و بدرفتاریهای وحشتناکه. کارماین، توی یه خانوادهی ثروتمند مافیایی به دنیا اومده، یه زندگی پرمزایا و افراطی دارد. حالا، چرخش تقدیر سبب می شود که دنیای این دو نفر با هم تلاقی کند. که میون تارهایی از دروغ و رازها گرفتار بشنوند. آنها میفهمند که گرچه در ظاهر با هم فرق دارند اما در بطن، از اون چیزی که دیگران فکرش رو میکنند نقاط مشترک خیلی بیشتری بینشون هست …
قسمتی از داستان قاتل ضدگلوله :
اوضاع تغییر میکنه. گاهی وقت ها به یکباره و غیر منتظره رخ میده، وقتی هیچکس انتظارش رو نداره زندگی به سمتت به توپ بیسبال پرتاب میکنه و ضربهش تو رو زمین میزنه؛ دنیاها رو زیر و رو میکنه و کسانی که پشت سر میمونن رو رها میکنه تا تکه ها رو جمع کنن اما وقتهای دیگه، وقوعش
آرومه، هربار در یک ساعت یا یک دقیقه یا یک ثانیه، اینجوری غیر قابل اندازه گیری اند و هیچکس نمیتونه زمان دقیق وقوعشون رو تشخیص بده. خودتو جایی میبینی که هرگز در اون حضور نداشتی دست به کارهایی میزنی که هرگز انجام ندادی آدمی میشی که هرگز تصور نمیکردی اون جوری باشی.
چون دیا سرش شلوغ بود و هر کس دیگه ای که میشناخت کیلومترها ازش فاصله داشت هیون گاهی اوقات تنهایی از آپارتمان شهر شارلوت بیرون میزد دلشو به دریا میزد و تنهایی روزها بیرون میرفت. هوای تازه و تغییر مناظر به شفاف شدن ذهنش کمک میکردن اون میتونست از خیابون رد بشه،
به پارک اون سمت بره و روی یکی از تابها بنشینه اون مکان صبح ها خالی از حضور آدم ها بود چون هوا هنوز سردی خودش رو داشت. هیون از این دمای کم خوشش میاومد، هوای یخ گونه هاش رو میسوزوندند و به یادش میآوردند که هنوز زنده است، که مهم نیست چقدر درد توی وجودش داره …