دانلود رمان از این همه جا از تکین حمزه لو کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات : ۳۳۱
خلاصه رمان:
اتوبان مثل ماری سرد و تاریک به ناکجا آباد میرفت. باد سرد اواخر زمستان گاهی تکانی به ماشین میداد اما سرعت پژوی سیاه آنقدر زیاد بود که در مقابل باد سر خم نکند. جای تعجب داشت اتوبان که همیشه حتی در آن ساعت شلوغ بود آن شب خلوت بود و جز تک و توک ماشین هایی که شاید از مهمانی به خانه بر میگشتند خبری نبود اما راننده پژو شاید به عادت همیشه در خطوط خالی و خلوت لایی میکشید. همراهش سر خوش و هیجانزده بیآنکه از دیوانه بازیهای دوستش بترسد همراهی اش میکرد …
قسمتی از داستان از این همه جا :
مامان گلی برای چندمین بار پرسید: گفتی شایان کجا رفته بود؟ صدای گیتی از شدت گریه گرفته بود و بالا نمیآمد ملتمسانه به خواهرش که روی صندلی آشپزخانه از حال رفته بود نگاه کرد اما به جای او بهرام به صدا آمد: رفته بود خونه دوستش منتها شب برنگشته. بعد رو به گیتی کرد: به عقیده
من که شایان صحیح و سالمه احتمالاً به همراه خسرو زنگ زده… بعد انگار که بخواهد خودش را قانع کند، گفت: شایان برای چی باید تو اتوبان باشه؟ اونم شب تعطیلی که ماشین گیر نمیاد.اون اگه میخواست برگرده خونه انقدر عقلش می رسید به آژانس زنگ بزنه. گیتی از میان پلکهای متورم و
خیسش به آشپزخانه مدرن و بزرگ خانه خواهرش نگاهی انداخت چشمش روی ماشین ظرفشویی جدید و نقرهای ثابت ماند فکر کرد دفعه پیش اینجا نبود قبل از آنکه درباره ظرف شویی حرفی بزند به خود نهیب زد پسرت گم شده میخوای از قسمت و مدل ماشین ظرفشویی بپرسی؟ بعد بغض آلود
نالید:
نمیدونم اگه شایان صحیح و سالمه چرا یه زنگ نزده؟ اونکه میدونه ما الان نگرانیم. لیلی باصدای آهسته جواب داد: شاید تلفن زده دیده کسی خونه نیست. مامان گلی برای هزارمین بار از جلوی چشمانشان رژه رفت خوب زنگ میزد به ما اونکه میدونه مادرش اگه خونه نباشه یا خونه توست یا خونه من …