دانلود رمان آناهیتا باران کن از آتوسا ریگی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، درام، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی
تعداد صفحات : ۱۰۳۳
خلاصه رمان:
محمدمیعاد مردی با ایمان و خدا دوست است که از همسر خود، طهورا جدا شده و از او یک دختر سه ساله دارد، به خواستگاری آناهیتا میرود و خواستگاری او از آنا زندگی دختر را دست خوش تغییرات میکند…
قسمتی از داستان آناهیتا باران کن :
صحبت کردن با بهمن ذهنم را روشن کرده بود و از جهاتی خیالم را راحت. با این همه نتوانسته بودم روز بعد و حتی بعدترش زنگ بزنم و جوابی به محمدمیعاد بدهم. نمیدانستم چرا یک چیزی این وسط وجود داشت. چیزی که باعث شده بود من در نقطه ای از تردید متوقف شوم و نتوانم رو به جلو
حرکت کنم من به دنبال سد نامرئی میگشتم که متوقفم کرده بود. سدی که اجازه نمیداد راه بروم اگر میدیدمش حداقل میفهمیدم چگونه راهی برای عبور از آن پیدا کنم؛ اما وقتی غیر قابل دیدن بود چطور میتوانستم چاره ای بیابم؟ بعد از ملاقاتم با بهمن منتظر بودم محمد میعاد تماس بگیرد؛ اما این
کار را نکرد. حتی پیام هم نداد. این سکوتش واقعا روی اعصاب بود. یادم هست که طهورا هم همیشه از این مسأله شکایت داشت این جزو خلقیات محمدمیعاد به حساب میآمد و نمیشد کاریش کرد. صبح زود بعد از خوردن صبحانه آماده شدم. جمعه آخر ماه بود و باید به خانه مادرجان میرفتیم.
ماه قبل نه حس و حال رفتن را داشتم و نه دوست داشتم جواب فضولی های اطرافیان را بدهم اما حالا که یک ماه گذشته و هیچ خبری نشده بود همه خیال میکردند من جواب رد داده ام و کسی سراغم را نمیگرفت. عمو و زنعو بعد از ناهار به خانه مادرجان میرفتند، ولی من چند سالی بود که …