دانلود رمان ظرفیت تکمیل از سحرناز بهرامی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، غمگین
تعداد صفحات : 819
خلاصه رمان :
نیاز دختری شاد و پر هدف بعضی جاها مغروره و بعضی جاها خجالتی و گستاخ. سختی و تلخی مثل منو تو توی زندگیش داشته اما مال نیاز یه خورده بگی نگی از حد ظرفیتش بیشتر میشه، روزگار باهاش جوری کنار میاد که حتی لحظهای تو باورهاش نمیگنجه… نیاز دوست داره پیشرفت کنه اما چجوری؟ شخصی وارد زندگیش میشه که ناخواسته راه پیشرفت نیاز رو سخت و تقریبا غیرممکن میکنه… آیا نیاز میتونه در برابر این همه چوبی که لای چرخش میره موفق به مقصدش برسه؟ میتونیم همراهش باشیم تا ببینیم نیاز ظرفیتش تو این همه سختی تا کجاست…
قسمتی از داستان ظرفیت تکمیل:
همین امروز مثلا اولین روزه عیده !!!بیا …کمه کم ،صد تا مسافر داشتیم. اونم چی ؟!تو این هتل
…هتل پنج ستاره هیراد
-نیاز …خانوم منتظرن ،کارشون رو برس!!!
یه نگاه به رضا میکنم که حسابی مشغوله چک کردنه لیسته مهمانهاست.
چه جالبه !!حواسش به کاره منم هست!
-خیلی خوش اومدین … میتونم کمکتون کنم؟
از قیآفش معلومه که سفر خسته کننده ای داشته
یه خانومه نسبتا تپل با موهای مش کرده .
اینقدر جو گرفتتش …هنوزم که هنوزه عینک دودیش رو چشمشه
-سلام یه اتاق دونفره میخوام …برام فرق نمیکنه تختهاش سوا باشه یا دونفره! برای چهار شب
با صبحونه.
لبخندی دلنشین رو صورتم نمایان میکنم و با حوصله تو لیست اتاقهای دونفره نگاه میکنم هنوز
چهارده تا اتاق داریم
– بله … اتاقهای دو نفرمون قیمتش برای هر شب … تومن میشه برای صبحونه هم سرو سرویس
هستش که تا ده صبح بازه نفری … تومن هست برآتون رزرو کنم؟
با این قیمتهای سر به فلک, باز هم ذوق رو تو چشمهاش دیدم …بی درنگ جوابم رو داد …من هم
ازش مدارک لازم رو گرفتم,اتاق رو به اسمش ثبت کردن از روی مدارکشون فهمیدم زن و
شوهرن … بعد از اینکه کارهای ثبت به پایان رسید ,اونهارو به پرسنل تحویل اتاق سپردم .از صبح
توی هتل کلی تغییرات ایجاد کردن…
از یکی از بچه ها شنیدم صاحب هتل از بلژیک داره میاد..
مدیر هتل هم خانوم ولیان دستور داده حسابی لابی رو زیر و رو کنن … نه اینکه تمیز نباشه, نه…
اما اینجوری که شنیدم صاحبش خیلی وسواسه ..