دانلود رمان آقا و خانم هیچکس از یگانه اولادی کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه، همخونه ای
تعداد صفحات : ۱۰۷۸
خلاصه رمان:
داستان درمورد هانیه است که با مرگ خواهر و شوهر خواهرش مجبور به نگهداری دختر اون ها میشه… و در این میون پدربزرگ نیکا که قیمش محسوب میشه شرطی میزاره که هانیه توش میمونه…
قسمتی از داستان آقا و خانم هیچکس :
صبح به سختی چشم باز کرد و ساعت گوشیش را خاموش کرد. آرام از کنار نیکا بلند شد و با احتیاط پایش را پایین گذاشت تا مبادا محسن را لگد کند… پاورچین پاورچین به هال میرود و چراغ کوچکی را روشن میکند تا در کلهی سحر یک صبح زمستانی بتواند همه جا را ببیند… شلوار لیش را به
سختی بالا میکشد… صورتش را در سرویس بهداشتی می شورد و مسواک میزند. وقتی برمیگردد… محسن را با سر و وضعی ژولیده با چشمان بسته میبیند: الان داری میری هنوز که شبه. پالتویش را از روی دسته مبل برمیدارد و میپوشد: هشت باید مطب باشم… -خب الان که شیشه… دو ساعت که
تو راه نیستی! محتویات کیفش را چک میکند: الان نمیفهمم چرا داری سین جیمم میکنی؟ اخم هایش در هم میروند: یادت نره چه قوانینی برای هم گذاشتیم… ما برای همخونه بودنمون قانون تعیین کردیم که… من الواطی نکنم و دوست دخترمو بزارم کنار و تو هم کج نری نزدیکش میرود و با
دست آزادش به او میزند: من نگفتم دوست دخترتو بزار کنار گفتم محیطی که نیکا توش داره رشد میکنه باید سالم باشه … اگر رابطه ای داری بیرون ازین خونه آزادی… ولی تو وقتی پاتو از اون چهارچوب گذاشتی تو دیگه عمو یا پدر نیکایی… پس اگر منم این قانونو رعایت کنم، تو حق نداری محدودم کنی…