دانلود رمان دامینیک از MaryMKH کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۰۵۸
خلاصه رمان:
شاید همه “نیک” صداش کنن، و خودش هم اینجوری ترجیح بده. اما من همه نبودم! بنابراین اگه یه روزی مجبور بشم صداش کنم حتما دامینیک یا عنچهره صداش میزنم. البته به احتمال زیاد دومی رو بگم! جذابیت دامینیک همه دخترای اطرافش رو تحت تاثیر قرار میده، اما برونا نه تنها ازش خوشش نمیاد که با تمام وجود ازش متنفره! و همین انگیزهای میشه برای دامینیک تا با اذیتها و شیطنتهاش توجهشو جلب کنه …
قسمتی از داستان دامینیک :
در پیاده رو از کنار دو نفر گذشتم، البته اگر قبل از اون هم از کنار تعداد بیشتری گذشته باشم متوجه نشدم چون مشغول نگاه کردن به منظره خیره کننده چپم بودم. آهی کشیدم، زندگی توی بخش پایینی کوه های دوبلین واقعا خوبی های خودشو داشت. هیچوقت از منظره ای که داشت خسته
نمیشدم. صخره های کوهستانی، مسیرهای پیاده روی جنگلی، طیفهای مختلف رنگ البته تعداد کمی گوسفند در دور دست. خوشحالی نگاهمو از سمت چپم گرفتم و به سمت راستم دوختم، که فقط احساس خوشحالیمو عمیق تر کرد. سمت چپم منظره کوه و سمت راستم منظره شهر بود. خونه
ما بالاتر از بقیه املاک توی منطقه مون بود چون درست روی قسمت کوهستانی بودیم. و به این معنا بود که منظره کل شهرو میدیدم و این فوق العاده بود. معمولا هیچ وقت فکر نمیکردم جایی که زندگی میکنم زیباست، اما وقتی خوب نگاه میکردی، واقعا بود. پیاده رویم به مرکز خرید سیتی”
وست” کوتاه بود، قبل از اینکه متوجه بشم توی فروشگاه های دانز بودم و در حالی که یک چرخ خریدو هل میدادم راه میرفتم. لیستی که برانا درست کرده بود رو بیرون آوردم و شروع به برداشتن چیزهایی که نوشته بود کردم چندتا کلوچه و هله هوله ی دیگه هم به چرخ اضافه کردم، چون اون تایم …